۰۷ مهر ۱۳۹۵
یادداشت و مقالات چگونه می توان داستان دینی نوشت؟

چگونه می توان داستان دینی نوشت؟

*علی رضا آرام
لحظه خلق ایده

نویسنده ای که در حال و هوای دینی زندگی کرده و با آموزه های دین به نحوی همدلانه در تماس بوده است، وقتی که به خلق یک داستان دینی می اندیشد، همچون سایر نویسندگان، چاره ای جز استفاده از تمرین های نگارش خلاق ندارد. صاف کردن حنجره، شنیدن صدای درون، سرودن شعر تصادفی، نام گزاری شعرها، گفتگو با شخصیتهای متفاوت، نوشتن درباره تصاویر، لباس ها، غذاها، مکان ها و … همگی تمرین هایی برای یافتن ایده اولیه هستند. در کلاس نگارش خلاق، به نویسنده تازه راه آموزش داده می شود که همراه داشتن یک دفترچه یادداشت و ثبت اتفاقات جالب توجه روزانه در آن می تواند مهم ترین وجه تمایز یک نویسنده خلاق و ایده یاب از یک نویسنده غیر خلاق و ایده ربا باشد. نویسنده در هر حال محتاج یک ایده تازه و تاکنون دست نیافته است. گام نخست در تولید یک داستان دینی(همچون سایر داستان ها) از همین مرحله یعنی مرحله کشف ایده آغاز می شود
به نظر می رسد نخستین وجه اختصاصی یک داستان دینی در همین ایده دلخواه و میزان برانگیزانندگی آن برای یک نویسنده برخوردار از نگاه دینی (یا دست کم نگاه همدلانه نسبت به آموزه های دینی) است. در این جا نویسنده ایده ای را موقتا پذیرفته است. درتمرین های نگارش خلاق هشدار داده می شود که در انتخاب ایده ها، متوجه تزویر کلیشه ها باشید.
ده ها ایده به ذهن نویسنده هجوم آورده اند و از این میان، ایده ای توانسته است ذهن نویسنده را درگیر خود کند. نویسنده با رجوع به دیده ها و دانسته هایش  ایده منتخب را برخوردار از محتوای دینی و دارای ظرفیت تبدیل به یک داستان کامل تشخیص داده است. اکنون می توان گفت یک ایده دینی برای تولید یک داستان دینی خلق شده است.

 

فرآیند گسترش ایده و نگارش طرح
نویسنده به فکر گسترش ایده و تبدیل آن به یک «طرح اولیه» افتاده است. در این جا منظور از طرح این است که نویسنده ابتدا و میانه و پایان داستان را به همان ترتیبی که قرار است اتفاق بیفتد بر روی کاغذ ثبت می کند. می توان گفت که طرح، همان قصه داستان است؛
پرسش این جاست که چگونه می توان یک طرح دینی نوشت؟ چگونه یک نویسنده می تواند اتفاقاتی که در داستان رخ می دهد را به رنگ و قالب دینی درآورد؟ اتفاق اولیه ای که در داستان رخ می دهد و تعادل موجود در زندگی روزمره را به هم می زند، چگونه می توانند پسوند دینی را با خود همراه کند؟  توالی منظم و بعضا گریزناپذیر ماجراهایی که پس از اتفاق اولیه روی می دهد، چگونه می تواند قابل ارزشگزاری دینی باشد؟ نقطه پایانی داستان، که نقطه حل و فصل ماجراهای آغاز و میانه آن است، چگونه می تواند به شکلی دین پسند فیصله یابد و در عین حال آمیخته با دخالت های ارزشگزارانه نویسنده نباشد؟
تصور می کنم در این جا نیز می توان از سه منبع ذکر شده در مورد ایده استمداد کرد و داستان را به کمک آن ها به سرانجام دینی رساند. این سه منبع عبارتند از
الف) تجارب دینی نویسنده 
ب) توجه نویسنده به تجارب دینی دیگران 
ج) سیر نویسنده در منابع دینی (در این جا منظور قرآن و سنت است)
انتخاب وقایع دینی با نظر به منابع سه گانه فوق خللی به باورپذیری داستان وارد نخواهد کرد و روابط جاری در زندگی روزمره را دستخوش تصرفات نویسنده نخواهد ساخت. می توان یک طرح دینی نوشت و تمام کنش ها و اتفاقات آن را به گونه ای ترسیم کرد که درعین برخورداری از صبغه دینی و در ضمن وارد کردن مخاطب به یک مسیر دینی، واجد تمام شرایط قابل باور هم باشند و ردپای نویسنده، رشته اتصال مخاطب با شخصیتها و وقایع داستان را سست نکند.

 نویسنده ای که در حال و هوای دینی زندگی کرده و با آموزه های دین به نحوی همدلانه در تماس بوده است، وقتی که به خلق یک داستان دینی می اندیشد، همچون سایر نویسندگان، چاره ای جز استفاده از تمرین های نگارش خلاق ندارد.

شخصیت پردازی دینی
اکنون که نویسنده طرح خود را به اتمام رسانده، تمرکز خود را بر روی شخصیت ها قرار می دهد. نویسنده می خواهد شناخت اولیه خود از شخصیت ها را به شناخت کامل تری تبدیل کند. در این جا تمرین هایی مثل «زنده کردن شخصیت» می توانند شخصیت پردازی را سریع تر و ساده تر کنند . داستان نویس تلاش می کند به دنیای درونی شخصیت های اصلی و فرعی داستان خود برود؛ دغدغه ها، ارزش ها، ضد ارزش ها، تابوها، خطاها، خاطرات و در یک کلام تمام آن چه سازنده شخصیت کنونی شخصیت های داستان است، در این تمرین ها تجزیه و درنهایت ترکیب می شوند تا شاکله ساز شخصیت افرادی باشند که نویسنده آن ها را برای ورود به داستان خود انتخاب کرده است.علاوه بر آن چه نویسنده از تجارب دینی خود یا سکونت در جمع دینداران به دست آورده است، دو منبع دیگر نیز یاری گر نویسنده در شخصیت پردازی دینی هستند:
1-آن چه در متون دینی درباب روان شناسی انسان و ویژگی های فردی و جمعی ابناء بشر وارد شده است 
2-
آن چه در تاریخ دین و شرح حال رجال دینی درباره ویژگی های شخصیتی عالمان، عارفان یا عامه مومنان ثبت گردیده است.
بنابراین در این جا نیز می توان گفت که نویسنده با بهره گیری از دانش دینی، به شخصیت پردازی دینی پرداخته و داستان دینی خود را یک گام به پیش برده است.

 

دیالوگ نویسی دینی
در نگارش دیالوگ نیز آن چه برای یک داستان دینی اهمیت دارد، وجود مفاهیم دینی مندرج در کتاب و سنت یا دست کم مفاهیم مورد تایید این دو منبع می باشد. در ادیان مختلف و از جمله دین اسلام گزاره های صریحی که بتوان از آن ها در زندگی روزمره به مثابه «کلمات قصار» و حکمت آمیز بهره برد وجود دارد. با انتقال این مفاهیم به مخاطب در قالب دیالوگ، نویسنده بخش قابل توجهی از اهداف خود را برآورده کرده است. می توان از حوزه «کلمات قصار» دینی فراتر رفت و تمام گزاره های دین را به مثابه منبعی برای دیالوگ نویسی دینی مورد استفاده قرار داد. آن چه در این جا اهمیت دارد انتقال مفهوم دینی است در خلال دیالوگ ها.در دیالوگ نویسی اصل مهمی وجود دارد که عبارت است از رعایت شکل «رفت و برگشتی» دیالوگ خروج از این اصول، دیالوگ را به منولوگ یا خطابه محض یا در بهترین حالت به وسیله ای برای انتقال اطلاعات داستان به تماشاگر تبدیل می کند.
به نظر می رسد داستان دینی می باید در عین توجه به جنبه دینی دیالوگ ها، به این اصل مهم نیز توجه نماید تا دیالوگ ها در کنار حال و هوای دینی از حال و هوای طبیعی و باورپذیر و حاوی احترام به وقت و شخصیت مخاطب نیز بهره مند باشند.
.
نقصان زبانی دیالوگ ها مانع ارتباط شنونده با حال و هوای قصه می گردد و نقصان فنی دیالوگ ها، که معمولا در نتیجه عدم توجه نویسنده به اصل «رفت و برگشت» پدید می آید، مانع باورپذیری آن ها می شود. در نهایت هم نقصان محتوایی دیالوگ ها انگیزه دینی نویسنده را به یک آرزوی نافرجام تبدیل می کند.

 

ملاحظات پایانی
این نوشته توصیف گر فعالیت داستان نویسانی است که از ابتدا و به شکل خودآگاه قصد نگارش یک اثر دینی را دارند. می توان داستان هایی را دینی تلقی کرد که نویسنده از ابتدا به این فرآیند توجه نداشته یا عامدانه قصد فرار از نگارش داستان دینی را داشته، اما محصول نهایی با وصف دینی همراه شده است.
خلق یک داستان دینی از نوع خلق هنری و لذا از جنس خلق مُدام است. نویسنده دائم با فرایندها پیش می رود تا در لحظه ای خلق می کند. با نگاه دوباره و سه باره و چند باره، آن چه در ابتدا خلق شده بود، بازنگری و اصلاح می شود و این بار در لحظه ای به شکل سامان یافته تر خلق می شود. این مسیر در هیچ کجا متوقف نمی شود. حتی پس از نوشتن نسخه پایانی داستان نیز این خلق مدام ادامه می یابد. گاه در نظر منتقد، گاه در نگاه خواننده و گاه در ذهن و ضمیر نویسنده! نویسنده ای که در هر بازخوانی از اثرش همچنان آن را ناتمام می یابد و همواره آرزوی بازنویسی آن را در سر دارد. این فرآیند هر لحظه به خلق تازه ای می رسد. خلقی که شاید بتواند خالقش را به احسن الخالقین متصل گرداند.

*منبع: تبیان


مطالب مرتبط


نظر شما چیست؟

برای نمایش عکس از gravatar یا دریافت پاسخ از مدیر. ایمیل شما به صورت عمومی نمایش داده نخواهد شد.

نظرات

نتیجه ای یافت نشد.