۳۱ مرداد ۱۳۹۳
تاریخ منتظري؛ نزديكترين فرد به منافقين در ايران!

منتظري؛ نزديكترين فرد به منافقين در ايران!

روش جالب رئيس اطلاعات عراق براي عربي آموختن مسعود رجوي

موسسه تخصصی کتاب متن- شايد اگر كسي كه داشت دستش را به زير ميز مي‌كشيد، مي‌توانست ميكروفن را پيدا كند حالا خيلي چيزها فرق كرده بود. البته «سازمان» آنقدري در بيچارگي فرورفته بود كه حتي اگر مي‌فهميد تمام مذاكراتش با بعثي‌ها دارد بصورت مخفيانه فيلمبرداري مي‌شود هم چاره‌اي جز تن دادن به اين دريوزگي شرم‌آور نداشت.

اصلاً گيرم كه مي‌فهميدند عراقي‌ها همه خوش خدمتي‌هاي آنها به حزب بعث را براي روز مبادا فيلمبرداري كرده‌اند، چكار مي‌توانستند بكنند؟ آب خيانت به كشور و دست داشتن در ريختن خون هزاران هموطن از سر آنها گذشته و تشت رسوايي منافقين خيلي وقت پيش از بام افتاده بود.

اما به هر حال آنچه امروز اسناد كتاب «خوابگردها» را تشكيل داده است همان كاست‌هاي ويدئويي و صوتي است كه در سازمان اطلاعات عراق وجود داشت و بعد از حمله آمريكا به اين كشور افشا شد.

سازمان مجاهدين خلق كه نزد مردم ايران با عنوان منافقين شناخته مي‌شدند و البته براي خوشايند غربي‌ها به خود شوراي ملي مقاومت هم مي‌گفتند، كم‌كم كارشان به جايي كشيد كه رفتند در آغوش كسي كه رسماً با كشورشان در حال جنگ بود. حضور آنها در عراق لكه ننگي شد كه براي هميشه آنها را از چشم مردم ايران انداخت و البته روز به روز در چشم صدام عزيزتر كرد. «خوابگردها» روايتي است مستند از همين خوش خدمتي‌ها تا جايي كه رييس اطلاعات عراق مي‌گويد حفظ جان مسعود رجوي براي آنها مانند حفظ جان صدام مهم است و اگر لازم باشد حتي خود او حاضر است بيايد و جلوي خانه رجوي نگهباني دهد! (ص295)

با حمله آمريكا به عراق و فرار بسياري از فرماندهان ارشد نظامي و امنيتي اين كشور، ساختمان استخبارات عراق هم بي‌صاحب مي‌شودو اسنادش به بيرون درز مي‌كند كه 120 ساعت فيلم و صوت از جلسات اعضاي سازمان منافقين با مسئولان بعثي يكي از اين اسناد است. «دكتر صفاءالدين تبرائيان» با ترجمه و دسته بندي اين اسناد كتابي را سامان داده است كه مطالعه آن انسان را شگفت زده كرده و بيش از پيش با ماهيت سران اين سازمان آشنا مي‌كند. اين اسناد مراوده اين دو طرف را از سال1358 تا 1381 يعني زمان حمله آمريكا به عراق در بر مي‌گيرد.

كتاب در ابتدا حاوي فصلي 116 صفحه‌اي است كه اهم فعاليتهاي منافقين در عراق را از ابتدا تا انتها شرح مي‌دهد. نويسنده در اين فصل بدنبال نوشتن كارنامه منافقين در همه ابعاد نبوده بلكه فقط آن بخش كه مربوط به عراق مي‌شده را آورده است.

بعد از اين فصل خواندني، نوبت به متن كامل فيلمها و صوت‌هاي فوق الذكر مي‌رسد كه با پاورقي‌هايي جذاب و راهگشا همراه شده است. در اين قسمت 5 متن قرار دارد كه اولي مذاكره مسعود رجوي با سپهبد صابر الدوري رئيس سرويس كل اطلاعات عراق در سال 1370 شمسي است. 4 متن ديگر همگي مذاكرات مسعود رجوي با سپهبد طاهر جليل حبوش رئيس سرويس كل اطلاعات عراق در سالهاي بعد است كه به ترتيب در 1378، 1379، 1379 و 1380 انجام گرفته است. انتشار متن اين مذاكرات تا صفحه 370 كتاب را در برميگيرد.

بعد از آن نوبت به اسناد نوشتاري مي‌رسد كه در نوع خود خواندني‌ست. مدارك نوشتاري و مدارك تصويري هم پايان بخش كتاب است.

متن پنج مذاكره صورت گرفته بين مسعود رجوي و روساي سرويس اطلاعاتي عراق شامل نكاتي ناب و بديع است. جنايت‌هاي منافقين در حق مردم عراق يكي از محورهاي اين گفتگوهاست. مخصوصا در مذاكره اول كه بعد از سركوب انتفاضه عراق و خوش خدمتي منافقين به صدام صورت گرفته است.

«(صابر الدوري:) رئس جمهور(صدام) سلام گرم خود را به شما مي‌رساند... (صدام) ازبرادر مسعود و ارتش آزاديبخش سپاسگذاري كرد و از نقش ارزشمندي كه اين ارتش در فرونشاندن ناآرامي‌هاي گذشته ابراز نمود، قدرداني كرد. ...از رئيس جمهور تقاضا كرديم نامه تشكر آميزي براي مسعود فرستاده شود، ليك رئيس جمهوري اظهار داشت: اين كافي نيست و ضرورت دارد با مسعود ملاقات كرده و شخصا سپاسگذاري نمايم...»(ص 148)

منظور از ناآرامي‌هاي گذشته، انتفاضه عراق است كه با همراهي منافقين سركوب شد و قريب 500 هزار عراقي در آن كشته شدند!

افشاي روحيات خاص سركرده منافقين يكي ديگر از نكات جالب توجه اين اسناد است. مسعود رجوي را مي‌توان از لابلاي همين گفتگوهايش شناخت و با روح متوهم و خيال‌پرداز او كه از هر جديتي تهي است آشنا شد. رجوي علي رغم اينكه خود را علم مطلق مي‌داند حتي كوچكترين اطلاعاتي از ايران ندارد و مثلا در جايي محسن رضايي را دبير شوراي عالي امنيت ملي معرفي مي‌كند! فقدان چنين اطلاعاتي كه حتي در سايتها هم وجود دارد و اصلاً نياز به جاسوسي ندارد نشان مي‌دهد كه رجوي تا چه حد با ايران آشناست. با اين حال بعثي‌هاي بي‌نوا كلي روي توانايي‌هاي اطلاعاتي اين سازمان حساب كرده و حتي درباره كوهنوردي رفتن مقام معظم رهبري و جلسات هفتگي وي هم از مسعود رجوي سوال مي‌پرسند.(ص 286)

خصوصيات رذيلانه اخلاقي او هم در اين اسناد مشخص است. براي مثال به اين بخش از كتاب كه بي‌حيايي و بي‌غيرتي او را نشان مي‌دهد توجه كنيد. در اينجا ابتدا حبوشبا جملاتي تحقير آميز رجوي را بخاطر نياموختن زبان عربي در اين مدت سرزنش كرده و به او تاكيد مي‌كند كه انسان هر كاري را تصميم بگيرد مي‌تواند انجام دهد و بعد:

حبوش: من راه فراگيري عربي را نشانت مي‌دهم. همسر عراقي برايت مي‌گيرم تا به تو كمك كند! (قهقه و خنده مسعود رجوي و حاضران) حتي اگر با ما قهر كنيد اين مسئله را هيچ جا مطرح نكنيد.

رجوي: بگذاريد يك نكته را به شما بگويم، از قضا «اخت الرئيسه»(منظور مريم قجر عضدانلو است) خوشحال ميشه اگر اين جمله را بشنود از شما تقدير مي‌كند چون زحمت من نسبت به ايشان كم مي‌شود!(خنده و قهقه حاضران به ويژه حبوش و ابريشمچي!) (ص 242)

يكي ديگر از محورهاي كتاب آشنايي با سمپات‌هاي داخلي سازمان منافقين در ايران است.

«حبوش: صرف نظر از اين دو جناح درگير در ايران، كدامين از جريان‌ها به سازمان نزديك هستنند؟

رجوي: منتظري! چنانچه وقت باشد براي شما شرح مي‌دهم. زماني كه فضاي اجتماعي را تغيير داديم، منتظري وارد شد و جنايت‌هايي كه در حق مجاهدين خلق مانند قتل عامي كه دوازده سال قبل روي داد را افشا كرد؛ قتل عام زندانيان سياسي ما در سال 1988 بزرگترين بمب سياسي‌اي بود كه درون رژيم منفجر گرديد؛ اين كار منتظري بود.»(صص 328-329)

 از اين دست اطلاعات در كتاب ارزشمند و 900 صفحه‌اي «خوابگردها» فراوان است كه نميتوان بيش از اين به آنها پرداخت. اين كتاب را انتشارات مركز اسناد انقلاب اسلامي منتشر كرده است.

برچسب ها:

نظر شما چیست؟

برای نمایش عکس از gravatar یا دریافت پاسخ از مدیر. ایمیل شما به صورت عمومی نمایش داده نخواهد شد.

نظرات

نتیجه ای یافت نشد.