۰۷ شهریور ۱۳۹۳
سیر مطالعاتی میراث آوینی

میراث آوینی

معرفی اجمالی آثار مکتوب «سید مرتضی آوینی»

چرا خواندن آثار «سیدمرتضی آوینی» برای فعالان فرهنگی جبهه انقلاب اسلامی ضروری است؟ در پاسخ این پرسش به چندین مورد باید اشاره کرد: ۱٫ او کسی که توانسته است معارف ناب اسلامی و جنبه های معنوی حرکت های انقلابی را در قالب هنر(متن، صدا و تصویر) ارائه کند، و در این کار هم موفق بوده است. او الگوی کامل و تمام عیار از تجربه ای موفق در حوزه نویسندگی، مستندسازی و مطبوعات متعهد است. ۲٫ نگاه تمدنی و نقادانه ای که در برابر غرب،در آثار او وجود دارد و تبیین جایگاه انقلاب اسلامی به عنوان آغازگر دوباره دوران شکوفایی تمدن اسلامی و مقابله تمام عیار آن با غرب و لوازمش و تزلزل تمدن غربی بیش از هر زمان دیگر لازم و ضروری است. ۳٫ آثار او با رشد سطح فکری مخاطب او را از مسایل جزئی عبور داده و به یک نظرگاه کل نگری می رساند و او را از انفعال به درآورده و یک مخاطب فعال تبدیل می کند. ۴٫ نگاهی عمیق به ماهیت غرب و لوازم آن(تکنولوژی، سینما، رمان و …) به خواننده می دهد و کمک می کند که با شناخت ماهیت آنها از نگاه ابزاری رهایی یافته و بتواند مانند خود آوینی از آنها در جهت مطلوب خود بهره ببرد.

همه دلایل بالا و خیلی جنبه های دیگری که پنهان است و با مطالعه کتاب های او کشف می شود، دنبال کردن و بررسی آثار را بر ما واجب و ضروری می کند که او به حق «سید شهیدان اهل قلم» است. در ادامه به معرفی آثار مکتوب شهید آوینی که در مجموعه ی ۱۲ جلدی از سوی نشر ساقی منتشر شده است می پردازیم. لازم به ذکر است که ناهماهنگی بین معرفی آثار به دلیل جمع آوری آنها از منابع مختلف است.

۱٫فتح خون
در میان کتابهای بسیاری که درباره واقعه عظیم کربلا نگاشته‌شده‌اند، اندک هستند کتاب هایی که نویسندگان شان کوشیده‌اند علاوه بر ابراز شیفتگی و بیان عظمت واقعه و مظلومیت سیدالشهدا و یارانش‌، نقبی به حقیقت ماجرا بزنند و در حد توان خود، پرده از راز بزرگ کربلا بردارند. «فتح خون‌» سید مرتضی آوینی از این معدود کتابهاست‌.
متن کتاب‌، از دو پاره کلی تشکیل شده است‌. پاره اول که متن اصلی کتاب است‌، به شرح و بیان وقایع و توصیف ماجراهای پیش‌آمده از رجب سال ۶۰ تا محرم سال ۶۱ هجری می‌پردازد، و پاره دوم که از زبان «راوی‌» روایت می‌شود، تحلیل و رازگشایی همان وقایع و ماجراهاست و در واقع بخش برجستة کتاب نیز همین است‌.

راوی در «فتح خون‌» از موضع یک انسان عارف سخن می‌گوید که زمین را آیینه آسمان می‌بیند و به ظواهر کفایت نمی‌کند و می‌کوشد در مخاطبه با انسان امروز، او را از پوسته واقعه عاشورا فراتر برد و چشم باطنش را باز کند، تا بتواند عمق واقعه را دریابد.
یکی از مفاهیم مورد توجه نویسنده در این کتاب‌، فرازمانی و فرامکانی بودن عاشورا و کربلاست‌. آوینی از «اصحاب آخرالزمانی امام عشق‌» سخن می‌گوید و از این که هر انسانی کربلایی دارد و عاشورایی‌. او واقعة عاشورا را نه فقط به مثابه یک اتفاق تاریخی‌، که به عنوان یک حقیقت کلی می‌بیند که می‌تواند برای هر انسان و در هر زمان و مکان تکرار شود.
عشق نیز از مفاهیم محوری «فتح خون‌» است‌. آوینی به تأسی از عرفای بزرگ‌، عشق را مدار و محور هستی می‌داند و امام را تجلی تام و تمام این عشق‌، عشقی که عقل نیز «اگر پیوند خویش را با چشمه خورشید نبرد» آن را تصدیق می‌کند. در حقیقت الگوی شهید آوینی برای تفسیر و تحلیل واقعه عاشورا، همین عشق آسمانی است‌.
شهید آوینی بخش اعظم «فتح خون‌» را در محرم سال ۱۳۶۶ به رشتة تحریر درآورد و در سالهای بعد، آن را ویرایش و تکمیل کرد. اما فصل دهم کتاب که باید به وقایع ظهر عاشورا می‌پرداخت‌، ناتمام مانده‌است‌. گویی آوینی این فصل را در عمل و با شهادت خویش به پایان رسانده‌است‌.
فتح خون‌، در ده فصل روایت می‌شود: آغاز هجرت عظیم‌، کوفه‌، مناظرة عقل و عشق‌، قافلة عشق در سفر تاریخ‌، کربلا، ناشئة‌اللیل‌، فصل تمییز خبیث از طیّب (اتمام حجت‌)، غربال دهر، سیاره رنج و تماشاگه راز.
این اثر یکی از پرمخاطب ترین آثار شهید آوینی بوده است. بسیاری از جملات معروف شهید آوینی در لابه لای متن این کتاب نهفته است.

از کتاب:
و مگر نه آنکه گردن‌ها را باریک آفریده‌اند تا در مقتل کربلای عشق آسان‌تر بریده شوند؟ و مگر نه آنکه از پسر آدم، عهدی ازلی ستانده‌اند که حسین(ع) را از سر خویش بیش‌تر دوست داشته باشد؟ و مگر نه آنکه خانه‌ی تن راه فرسودگی می‌پیماید تا خانه‌ی روح آباد شود؟ و مگر این عاشق بی‌قرار را بر این سفینه‌ی سرگردان آسمانی، که کره‌ی زمین باشد، برای ماندن در اصطبل خواب و خور آفریده‌اند؟ و مگر از درون این خاک اگر نردبانی به آسمان نباشد، جز کرم‌هایی فربه و تن‌پرور بر می‌آید؟
پس اگر مقصد را نه اینجا، در زیر این سقف‌های دلتنگ و در پس این پنجره‌های کوچک که به کوچه‌هایی بن‌بست باز می‌شوند نمی‌توان جست، بهتر آنکه پرنده‌ی روح دل در قفس نبندد. .. پس اگر مقصد پرواز است، قفس ویران بهتر. پرستویی که مقصد را در کوچ می‌بیند، از ویرانی لانه‌اش نمی‌هراسد.

 ۲٫رستاخیز جان

از کتاب:
گفتم: “خدا را شکر که تکلیف ویدئو را هم روشن کردیم.”
نگاهی از سر تعجب آمیخته با تمسخر کرد و پرسید: “شما روشن کردید؟”
پرسیدم: “مگر جز این است؟”
جواب داد: “ببین دوست من! اگر هم این‌طور باشد که تو می‌گویی، هر چند من تردید دارم، اما باز هم باید گفت که ویدئو تکلیف خودش را روشن کرده است.”
از نگاهم دریافت که باید روشن‌تر حرف بزند. گفت: “این ویدئوست که تکلیف ما را روشن کرده است، نه ما تکلیف ویدئو را. مگر ما می‌توانستیم تصمیم دیگری جز این اتخاذ کنیم؟”
پرسیدم: “مگر نمی‌توانستیم؟”

“رستاخیز جان”، مقاله “تکرار مکررات”، صفحه ۱۱۳

*

انفجار اطلاعات! نمی‌دانم چرا من از این تعبیر آنچنان که باید نمی‌ترسم و حتی چه بسا مثل کسی که دیگر صبرش تمام شده است از فکر اینکه جهان به سرنوشت محتوم این عصر نزدیک‌تر می‌شود خوشحال می‌شوم….
دهکدۀ جهانی واقعیت پیدا خواهد کرد، چه بخواهیم و چه نخواهیم.

این همان دهکده‌ای است که در آن “بت‌مَن” و “ژوکر” با هم مبارزه می‌کنند. این همان دهکده‌ای است که در تلویزیون‌هایش دختران شش ساله را آموزش جنسی می‌دهند…. اما عجیب اینجاست که باز هم، این همان دهکده‌ای است که در زیر آسمانش بسیجیان رمَل‌های فکه زیسته‌اند، همان دهکدۀ جهانی که در نیمه‌شب‌هایش ماه، هم بر کازینوهای “لاس‌وگاس” تابیده است و هم بر حسینیۀ “دوکوهه” و گورهایی که در آن بسیجیان از خوف خدا و عشق به او می‌گریسته‌اند. دنیای عجیبی است، نه؟

“رستاخیز جان”، مقاله “انفجار اطلاعات”، صفحه ۱۱۷ و ۱۲۰

کتاب، همچون بیشتر کتب شهید، مجموعه‌ای است از مقالاتِ گردآوری شده؛ البته با موضوعات هنر، ادبیات و فرهنگ. مقالات کتاب در چهار بخش دسته‌بندی شده است.
سه مقاله اول بخش نخست، در نسبت ادبیات با حقایق و وقایع بیرونی و وابستگی و تعهد به آنهاست (تعهد بدون هرگونه بار ارزشی). در مقاله بعدی، آوینی مطالبی را درباره تاجیکستان (که آن روزها تازه از قید حکومت کمونیستی رها شده بود)، تمدن ایران، نوروز و برخی آداب و سنن ایران نگاشته است. و آخرین مقاله این بخش پاسخی است به ژاژخایی شخصی درباره خط فارسی.

در بخش دوم، سه مقاله با موضوع فرهنگ و هویت گرد آمده که به جز مقالۀ آخری، نگاه تئوریک غالب است. این سه مقاله به نوعی تضادهای مبتلابه مباحث فرهنگی (چه در سطح نظری و چه در سطح مصداقی) را به طرح و بحث می‌گذارد.

و اما بخش سوم. سه‌گانه‌ای زیبا درباره ویدئو و ماهواره. مطلب اول گفتگویی است نسبتاً مفصل با نشریه فارابی با عنوان “ویدئو در برابر رستاخیز تاریخی انسان” و مطالب بعدی مقالاتی است درباره ویدئو و ماهواره. به اعتقاد من خلاصه کلام سید مرتضی در این مطالب دو چیز است:
۱ـ بی‌خاصیتی و بی‌اثری روشهای سلبی و منع‌محور در مبارزه با تهاجم فرهنگی و دفاع از فرهنگ و ارزشهای داخلی.
۲ـ توان بالقوه فرهنگ ایرانی اسلامی در دفاع از خود و مواجهه با تهاجم بیگانه، ضرورت فعال بودن به جای انفعال و استفاده از ظرفیت‌های داخلی.
البته در گفتگوی ذکر شده، شهید مباحث نظری جالبی را درباب فرهنگ، تفریح، اوقات فراغت و تفاوت ماهوی تلویزیون، سینما و ویدئو طرح می‌کند. آن موقع (یکی دوسال اول دهه ۷۰ شمسی) زمانی است که تازه ویدئو قانونی اعلام شده است و مباحثی همچون تهاجم فرهنگی تازه طرح. به گمان من این سه‌گانه جزء کاربردی‌ترین و ملموس‌ترین مباحث طرح شده در بین آثار آوینی است که خواندن آن نه تنها مفید، بلکه برای مدعیان “کار فرهنگی در سپهر فکری انقلاب اسلامی” از ضروریات ابتدایی است. گرچه مهم‌ترین مصداق ذکر شده (ویدئو) الآن چندان موضوعیتی ندارد، اما ریشه بحث و نوع نگاه آوینی به موضوع بسیار ویژه و دقیق است. در همین گفتگوست که آوینی از کامپیوتر با عنوان “بت بزرگ” یاد می‌کند و آن را خطرناک‌تر از ویدئو برمی‌شمرد؛ البته نه از باب اخلاق ظاهری، که از باب حقیقت دین. و باز البته توصیه‌اش تسخیر این مظاهر تمدن تکنولوژیک است.

در بخش چهارم، مقاله‌ای با موضوع خطر مرگ تئاتر و انفصال آن از مردم آمده است و سپس مقاله‌ای از اولین شماره نشریه سوره در سال ۱۳۶۸، در تبیین پیام امام خمینی ـ‌قدّس‌سرّه‌ـ به هنرمندان.

 ۳٫ آغازی بر یک پایان
این کتاب مجموعه ای از مقالات نگارنده است که بیش تر و جهه نظر اعتقادی وسیاسی او را نشان می دهد و در چهار بخش تنظیم شده است.
 بخش اول حاوی نوشته هایی در سوگ حضرت امام خمینی (ره) و تبیین جایگاه ایشان در« تاریخ حیات باطنی انسان» است . بخش دوم مقالاتی درباره مبانی حکومت دینی و نظام ولایت فقیه، خصوصاً‌ در تقابل سیاسی غالب در عالم متجدد و غربی را در بر می گیرد. بخش سوم کتاب به فاجعه نسل کشی مسلمانان در بوسنی اختصاص دارد و تشکیل «امت متحد اسلامی » به مثابه راهی برای مواجهه با «‌سیطره نظم نوین و آمریکایی بر جهان» پیشنهاد شده است. و بالاخره در بخش چهارم و پایانی کتاب نگارنده انقلاب اسلامی ایران را دلالتی تأویلی بر سپری شدن عصر تمدن غرب می داند و بشارت می دهد که تا «آن وضع موعود که انسان در انتظار اوست فاصله ای چندان باقی نمانده است».

از کتاب:
روزگانی نو
بهاران از کجاست که روح روییدن و سبز شدن ناگاه در تن خاک مرده پیدا می آید ؟ و از کجاست که روح شکفتن نا آگاه از تن چوب خشک چندین برگ های سبز و شکوفه های سفید و آبی و زرد و سرخ بر می آورد ؟
بهاران راز دار رستاخیز پس از مرگ است و قبرستان ها مزارعی هستند که در آنها بذر مردگان افشانده اند و جسم تا نمیرد کجا رستاخیر پذیرد ؟
این بار انقلاب ربیع و انقلاب صیام به هم بر افتاده اند تا آن یکی هسته جسم را بشکافد و این یکی هسته جان را ، و زندگان از بطن مردگان سر برآورند .
با بهاران روزی نو می رسد و ما همچنان چشم به راه روزگاری نو . اکنون که جهان و جهانیان مرده اند ، آیا وقت آن نرسید ه است که مسیحای موعود سر رسد ؟ و یحی الارض بعد موتها … «

۴٫آیینه جادو(ج۱)
“سینما و مردم” عنوان اولین یادداشت این کتاب است که به پیوندهای تاریخی سینما و مردم اشاره دارد و حفظ این ارتباط را شرط لازم حیات سینما می‌داند. به اعتقاد نگارنده، سینمای ایران، بعد از انقلاب، در بازسازی خویش چشم به سینمای آوانگارد اروپا داشته و به همین علت، نتوانسته است مردم را با خود همراه کند.

“کدام سینما” یادداشتی است که سینمای مولف را مورد نقد قرار می‌دهد و از جمله پیامد‌های منفی آن را تولید فیلمنامه‌های ضعیف می‌شمارد.
“سینما،مخاطب” شرح سخنرانی نگارنده در سمینار بررسی سینمای پس از انقلاب است که دراسفندماه سال  ۱۳۷۰ و توسط دانشکده‌ی سینما- تئاتر برگزار شده است. آوینی در این فصل مجموعه مسائلی را که طی مدت فعالیت روزنامه‌نگاری خود در مجله‌ی سوره عنوان کرده بود، به شکل دیالکتیک مطرح کرده و در پایان نیز به سوالات مطرح شده توسط حاضرین در سمینار پاسخ گفته است.
“سینما هنر محض نیست”، با نقد سیستم آموزشی دانشگاه‌ها شروع می‌شود. نویسنده در این فصل به ضرورت ایجاد مباحثی با محور فلسفه‌ی سینما در دانشگاه‌ها اشاره دارد و آن را یکی از اصلی‌ترین مسائلی مطرح می‌کند که در شکل‌گیری سینما به عنوان منشاء تحولات فرهنگی موثر است.

“سینما، تکنولوژی” مصاحبه‌ی مجله‌ی فیلم با مرتضی آوینی است؛ که با محوریت ماهیت سینما و نحوه‌ی به کارگیری این صنعت گران، به عنوان هنری که دارای مولفه‌های ایرانی- اسلامی باشد، صورت گرفته است.
در فصل “نگاهی دوباره به روایت فتح” طی مصاحبه‌ی “کتاب مقاومت” با سید مرتضی آوینی چگونگی شکل‌گیری مجموعه‌های مستند روایت فتح و مسائل فنی آن مورد بررسی قرار گرفته است. این گفت و گو در تابستان ۱۳۷۰ صورت گرفته است و در شماره‌ی چهارم کتاب مقاومت استفاده شده است.
آنچه در یادداشت “واقعیت در سینمای مستند” مطرح شده تعریف واحدی از تعابیر “واقعیت و حقیقت” است. و در ادامه به تمهیداتی اشاره می‌کند که برای انعکاس واقعیت در مجموعه‌ی روایت فتح به کار بسته می‌شده است.
“جایگاه فیلم کوتاه در سینمای ایران”، مصاحبه‌ای کوتاه است که آوینی در آن به شاخصه‌ها و تفاوت‌های فیلم کوتاه در قیاس با فیلم بلند اشاره کرده است.

۵٫ آیینه جادو(ج۲)
کتاب حاضرکه جلد دوم از مجموعه سه جلدی « آینه جادو» ست، نقدهای سینمایی شهید سید مرتضی آوینی را طی سالهای ۷۱-۱۳۶۸ دربر می گیرد. بخش عمده مقالات این کتاب به نقد و بررسی فیلم های ایرانی در طول پنج دوره جشنواره فیلم فجر۷۱-۶۷ (جشنواره های هفتم تا یازدهم) و ارزیابی سیاستگذاری سینمای ایران در این سال ها اختصاص یافته. نویسنده در چند مورد به آثار سینماگران خارجی که در جشنواره فجر به نمایش درآمده و یا در ایران اکران عمومی گرفته اند نیز پرداخته است. عناوین بعضی از بخش ها عبارتنداز: فرزندان انقلاب در برابر عرصه های تجربه نشده سینما؛ چرا جهان سومی ها «هامون» می سازند؟؛ ایمان یا نیهیلیسم هامونی؟؛ مضمون عشق در جشنواره نهم؛ سینمای ایران در )دهمین) جشنواره فجر؛ نامه ای به دوست زمان جنگ؛ هبوط به روایت آقای ویم وندرس؛ رقصنده با سرخپوستان؛ عالم هیچکاک. “عروس” فیلمی است استادانه و نمونه‌ای از سینمای مطلوب.

 ۶٫آیینه جادو(ج۳)
جلد سوم کتاب “آینه جادو” در سه بخش تنظیم شده است. در بخش اول به مسائلی با محوریت ماهیت سینما پرداخته شده است. بخش دوم کتاب حاوی دو مقاله و یک گفت و گو درباره‌ی فیلم‌سازی مستند است که اشاره‌ای به تجارب نگارنده در طول سال‌های فیلم‌سازی مستندش دارد. بخش سوم مطالب اگرچه پیوند موضوعی خاصی با یکدیگر ندارند، اما هر یک نکات تازه و قابل تاملی را درباره‌ی سینما مطرح کرده‌اند.

۷٫توسعه و مبانی تمدن غرب
این کتاب نوزده فصل دارد و موضوع اصلی آن بررسی مفهوم توسعه ی مبتنی بر مبانی معرفتی و تاریخی تمدن غرب است.

فصل های گوناگون این کتاب طی سال ها ۱۳۶۴ تا ۱۳۶۶ به صورت سلسله مقالاتی با عنوان «تحقیقی مکتبی در باب توسعه و مبانی تمدن غرب» و به قلم آوینی در ماهنامه ی جهاد چاپ می شد. از اشاره های شهید آوینی در مقالات گوناگون این مجموعه چنین بر می آید که ایشان طرح مبسوطی در ذهن داشته اما این طرح در ماهنامه ی جهاد به طور کامل محقق نشده است. ماهیت علوم جدید، معنای اصطلاحی غرب وغربزدگی، مبانی تاریخی تمدن جدید غربی و… ازجمله موضوع هایی بودند که شهیدآوینی در نظر داشتند درمقاله های جداگانه ای آنها رابررسی کنند.

ایشان در مقدمه ی کتاب به چرایی وجود توسعه اشاره کرده و ضمن ریشه یابی آن نکاتی را برشمرده است که دید دقیق و حساس ایشان را نسبت به مسائل و احکام دینی و اخلاقی نشان می دهد.

در بخشی از کتاب آمده است:
«همان گونه که فرد بشر، بدون اسوه وامام و هدف و آرمان دچار گمگشتگی و سرگردانی می شود، جامعه و تاریخ نیز بدون آرمان غایی ومدینه ی فاضله نمی تواند حیات خویش را استمرار بخشد. لاجرم، همان گونه که اسوه و امام میزان قضاوت و داوری افراد انسانی قرار می گیرد، جامعه و تاریخ نیز میزان خویش را ازمدینه ی آرمانی خود کسب می کنند. از زمان تألیف مدینه ی فاضله ی افلاطون قرن ها می گذرد و در طول این قرن ها، و مخصوصاً در قرون اخیر، اوتوپیاهای دیگری نیز توسط نویسندگان وفلاسفه ی غربی تصویر شده، اما همه ی آنها مبتنی برمدینه ی آرمانی افلاطون است. همه ی این اتوپیاها بلااستثنا در جست و جوی لامکان و لازمانی هستند که در آنجا خدا وجود ندارد، مرگی اتفاق نمی افتد، وانسان می تواند جاودانه بدون اینکه از مرگ و معاد و آخرت ترس داشته باشد به کامجویی و تمتّع بپردازد. این آرمان واحد در قرن های مختلف صورت های مختلفی یافته وایدئالِ توسعه یافتگی آخرین صورتی است که به خود گرفته است.»

 ۸٫ انفطار صورت
«انفطار صورت» اثری است متفاوت از سید مرتضی آوینی که به بررسی جایگاه گرافیک و نقاشی در تحولات تاریخی دوران انقلاب اسلامی می‌پردازد.

کتاب از فهرست، نمایه و هفت مقاله تشکیل شده است و ناشر در ابتدای آن می‌گوید: «انفطار صورت» آخرین کتاب از مجموعه دوازده جلدی آثار شهید آوینی است که نشر ساقی برای اولین بار منتشر می‌کند. این کتاب مقالات نگارنده را درباره هنر گرافیک ونقاشی در بر می‌گیرد. مقالاتی که غالبا در طول سال‌های ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۱ در مجله «سوره» نگاشته شده است.
آوینی در این مجموعه مقالات نسبت بین انقلاب اسلامی و گرافیک و نقاشی را واکاویده است. او در این اثر به صراحت و تفصیل درباره‌ی تأثیر شگرف انقلاب اسلامی بر گرافیست‌های ایرانی سخن گفته است.»
عنوان مقالات چاپ شده در کتاب «گرافیک و تحولات تاریخی»، «گرافیک و انقلاب اسلامی»، «زبان گرافیک و سمبل‌هایش»، «جنگ در آینه مصفای نقاشی متعهد»، «انفطار صورت»، «نقاشی برای نقاشی» و «یادداشت‌های ناتمام» است. «یادداشت‌های ناتمام» به صورت کپی از دست‌نوشته‌های شهید‌ آوینی چاپ شده است.

۹٫گنجینه آسمانی
«گنجینه آسمانی» عنوان مجموعه گفتار متن فیلم های روایت فتح می باشد که شهید سید مرتضی آوینی در آن سخن گفته است که توسط موسسه روایت فتح این گفتار ها پیاده شده و به صورت یک کتاب درآمده است.
پخش فیلم های مستند «روایت فتح» از تلویزیون در فروردین سال ۱۳۶۵ آغاز شد و تقریباً بدون وقفه تا پایان جنگ در سال ۱۳۶۷ادامه یافت . در این مدت گروه روایت فتح پنج مجموعه (نزدیک به هفتاد برنامه تولید کرد . با اتمام جنگ وقفه ای دو سه ساله در کار گروه پیش آمد ، اما بار دیگر در اواخر سال ۱۳۷۰، گروه روایت فتح تشکیل شد و شرایط را برای ساختن مجموعه های جدید فراهم کرد . کار تولید و پخش شش برنامه از اولین مجموعه با نام «شهری در آسمان پایان یافته بود که راوی فتح در جستجوی قتلگاه فکه به شهادت رسید .
کتاب حاضر گفتار متن همه فیلم های روایت فتح را از اولین برنامه تا شهادت راوی فتح در بر می گیرد . گفتار متن مجموعه مستقل «با من سخن بگو دوکوهه» نیز در انتهای این کتاب گنجانده شده است.

دو سال برای تاریخ هیچ نیست و تو می‌دانی زمان بر ما اسیران زمان است که می‌گذرد، اگرنه، در پیشگاه لازمان و لامکان، دیروز و امروز و فردا به‌یکباره حاضرند و این عرصه‌ی زمان را هم، او برای تکامل من و تو گسترده است.
اکنون این نخلستان‌ها خالی است، اما اگر درست دقت کنی، در این سکوتی که سنگین بر روح نخلستان نشسته است، صدای ملکوتی و پر از خلوص آن مرد خدا را می‌شنوی که عشاق حرم را به سوی کربلا فرا می‌خواند و حتی از این بیش‌تر، صدای خنده و گریه‌ی طلیعه‌داران نور را هم که دو سال و چند ماه دیگر در اینجا گِرد خواهند آمد خواهی شنید.
گوش کن… می‌شنوی؟
کربلا و آن سوی‌تر، قدس، در انتظار طلیعه‌داران هستند؛ هم آنان که راهگشای تاریخ به سوی عدالت موعود خواهند بود. آیا تو نیز به خیل آنان پیوسته‌ای؟
هزاران سال از آغاز حیات بشر بر این کره‌ی خاکی می‌گذرد و همه‌ی آنان تا به امروز مرده‌اند و ما نیز خواهیم مرد و بر مرگ ما نیز قرن‌ها خواهد گذشت. خوشا آنان که مردانه مرده‌اند و تو ای عزیز، می‌دانی تنها کسانی مردانه می‌میرند که مردانه زیسته باشند. یاد شهدایمان به خیر! شهید عزیز سید صادق دشتی در عملیات بدر به لقای خدا رسید و خلیل پرویزی در همین والفجر هشت. بچه‌های جنگ، فداکارترین و صمیمی‌ترین و پرتلاش‌ترین بچه‌های جهاد فارس. و البته جای آنان هرگز خالی نمی‌ماند و این از اسرار شهادت است.

 ۱۰٫فردایی دیگر
مجموعه حاضر هشتمین کتاب از مجموعه آثار شهید سید مرتضی آوینی است. مولف، این کتاب را مدتی پیش از شهادت، از میان مقالات متعددی که بین سال‌های ۶۰تا ۷۱نوشته بود انتخاب و آماده چاپ نموده بود . مقالات، مجموعه‌ای از نوشته‌های تاریخی، فلسفی، ادبی و هنری هستند که در دو بخش تنظیم شده‌اند .بخش اول شامل سه مقاله است۱ :ـ راز سرزمین آفتاب (درباره کشور و مردم و آداب و روش زندگی و شیوه پیشرفت ژاپن)، ۲ـ بشر در انتظار فردایی دیگر (درباره مدرنیسم و مکاتب فکری جدید غرب)، ۳ـ آخرین دوران رنج (درباره نیهیلیسم، تکنولوژی، غرب، مدرنیسم و ...). بخش دوم از پنج مطلب درباره «شعر» تشکیل شده است: ۱ـ راز و رمز، ۲ـ شعر و جنون، ۳ـ غزال غزل، ۴ـ یاد بهشت و نوحه انسان در فراق، ۵ـ ختم ساغر .

 ۱۱٫حلزون های خانه به دوش
کتاب «حلزون های خانه به دوش»، شامل دوازده مقاله است. مقالات این کتاب حول مضمون نسبت جریان روشنفکری با انقلاب اسلامی در حوزه فرهنگ و هنر و مطبوعات دور می زند. اغلب این مقالات در نقد مطالب منتشر شده در مطبوعات به نگارش درآمده اند.

مقاله اول کتاب، «کدام عرفان» نام دارد و به عارف نمایی و عرفان دروغین می پردازد. نویسنده می پرسد این چه نوع عرفانی است که «نه تنها با کفر و شرک و الحاد جمع می شود که اصلاً با اعتقاد به خداوند و معاد باطل می گردد؟» و «خرامیدنی کبک وار و غمزه های بصری (!) و کرشمه های روشنفکرمآبانه» به آن نائل می شوند.
این مقاله کوتاه –آن چنان که نویسنده خود گفته است- پیش درآمدی بوده است برای تحقیقات و مقالات بعدی نویسنده در مبحث عرفان دروغین و عارف نمایی که ظاهراً ایشان فرصت نگارش مقاله مستقل دیگری در این باب را نیافته اند.

«آفات غرض ورزی»، پیرامون مقاله ای در نشریه «هنرهای زیبا» با عنوان «آفات هنر دینی» نگاشته شده است. او مدعی است رابطه انسان گذشته با آثار هنری خویش، با رابطه بشر امروز با هنرش بسیار متفاوت است و ضمن شرح این تفاوت ها اشاره دارد که «هنر دینی در این روزگار حتی در میان ما مصداقی ندارد و اگر سخن از هنر دینی به میان می آید، از یک سو راجع به گذشته هاست و از سوی دیگر راجع به افقی که در پیش رو داریم» از کلام نویسنده در بخش دیگر مقاله بر می آید که او امیدوار است که «در جهان فردا، تمدن و هنری که بتوان آن را دینی خواند، پای به منصه ظهور بگذارد واگرنه امروزه، جز هنر غربی چیزی رایج نیست و هنرمندانی که از ساحت دین پاسداری می کنند، تلاش می کنند که به ماده هنر غربی صورتی متناسب با معتقدات مذهبی و تفکر دینی خویش ببخشند…»

مقاله کوتاه «وقتی روشنفکران وارث انقلاب می شوند…» به جهت تأمل در مصاحبه نشریه کیهان فرهنگی با تقی مدرس –نویسنده مقیم آمریکا- نگاشته شده است، و بیش تر مطلب خود را به آن بخشی از سخنان تقی مدرس که در مورد سلمان رشدی و فتوای تاریخی حضرت امام نظر داده است اختصاص می دهد. مقاله گلایه دارد که در اولین سالگرد صدور فتوای حضرت امام درباره سلمان رشدی ملعون چرا باید مطالبی از این نوع در نشریات ما به چاپ رسد، که تلویحاً در «صورت مسئله»ای که به صدور فتوای مذکور منجر شد تشکیک می کند.

این سخن استکبار جهانی است که از دهان مدرس بیرون آمد. کسی که ضدیت او با انقلاب اسلامی بر هر که پوشیده باشد بر دست اندرکاران نشریه کیهان فرهنگی پوشیده نیست. او می نویسد: «آیا براستی مسئله به این سادگی است که شیطان از سوراخ سهل انگاری و تسامح ما به درون مجله ای خزیده است که تحت نظارت نمایندگی ولی فقیه است و یا موضوع را باید از این عمیق تر و وخیم تر دانست؟» نویسنده به راه ها و شیوه های تهاجمی استکبار جهانی درباره خنثی سازی اثرات فتوای حضرت امام می پردازد و می گوید «بهترین راه [برای آن ها] همین است که در بطن سخن تقی مدرس نهفته است. تغییر صورت مسئله و لیبرالیزه کردن آن».

«انقلاب اسلامی و اتوپیای غرب زدگان»، متضمن نگاهی انتقادی است به دو مقاله «بحران دموکراسی در ایران» و «رمان، دنیای خیال عصر ما» که در زمستان ۱۳۶۸ در نشریه «نشر دانش» به چاپ رسیده اند. «بحران دموکراسی در ایران» در واقع کتابی است که توسط یکی از ایرانیان گریخته از انقلاب (فخرالدین عظیمی) نوشته شده و سال ۱۹۸۹ در لندن به چاپ رسیده است. مقاله «بحران…» معرفی و خلاصه ای است از کتاب، که مطلع آن مقدمه ای است از تهیه کننده مقاله (ناصر ایرانی). آوینی در بخشی از این مقاله می نویسد: «آنان استقرار دموکراسی به مفهوم غربی آن را می خواهند و هرچه جز آن را مصداق مفهوم استبداد می دانند… دموکراسی اتوپیای فریبنده روشنفکران است و لاجرم، بر مبنای این حکم که «حب الشی یعمی و یصم»، چشم عقل آنان را بر هر واقف دیگری در کره زمین کور کرده است».

«از مایکل جکسون تا شهرنوش پارسی پور»، در واقع نقدی است بر کتاب «زنان بدون مردان» نوشته شهرنوش پارسی پور.نویسنده مقاله پیش از وارد شدن در نقد کتاب مزبور می نویسد: «اگر این دوران را ما دوران احیای مجدد اسلام می دانیم، طبیعی است که دشمنان ما در این دوران روی به مبارزه علنی با دین و دین داری بیاورند؛ اما همان طور که گفتیم آن چه ما را برآشفته، هتاکی وقیحانه و بی پروایی است که به صورتی مفسده انگیز در خدمت دفاع از آزادی جنسی درآمده و حریم عفاف اجتماعی را دریده است».
سید مرتضی آوینی در ادامه به دموکراسی و آزادی غرب می پردازد و این نوع از آزادی را عین بندگی و بردگی می داند؛ بندگی تمنیات نفس. سپس می افزاید: «مایکل جکسون خواننده آمریکایی، مظهر تمامی مفاسدی است که جامعه کنونی غرب بدان گرفتار آمده و در عین حال صورت مجسم هنر به مفهوم جدید آن است. وارونگی بشر جدید چنین اقتضا دارد که همه چیز وارونه شود و کلمات به مفاهیمی وارونه حقیقت دلالت یابند».

«ژورنالیسم حرفه ای»، مقاله کوتاه و پرباری است و این گونه آغاز می شود: «نشریات جدیدی که این روزها از هر گوشه و کنار می رویند ریشه در خاک واحدی دارند و آن «ژورنالیسم حرفه ای» است. مشخصه اصلی ژورنالیسم حرفه ای آن است که خود را به سخیف ترین گرایش ها و سلیقه های روز فروخته است و روی به ابتذال آورده… تز روزنامه نگاری حرفه ای، اکنون مانیفست یک مبارزه پنهان سیاسی با انقلاب اسلامی است؛ وجود و بقای انقلاب به دین و دین داری مردم رجوع دارد، پس هرچه بتواند انسان را به غفلت بکشاند می تواند اسباب یک مبارزه سیاسی با انقلاب اسلامی واقع شود».

«یک هشدار»، مقاله نسبتاً بلندی است که پیرامون عرصه هایی در ارکان تفکر دینی که به انحراف در انقلاب اسلامی ایران منجر خواهد شد سخن می گوید. نویسنده در مقدمه مقاله اش در مورد انقلاب اسلامی می نویسد: «بعد از چهار پنج قرن از رنسانس، انقلاب اسلامی ایران تنها تحولی است که خارج از عهد فرهنگی رنسانس روی می دهد و لذا برای احراری که حریت را در استقلال از غرب می بینند، دهه شصت درخشان ترین برهه تاریخی معاصر جهان است. بر همین قیاس، همه همت غرب نیز مصروف آن است که انقلاب اسلامی را در نظام گسترده و سیستماتیک فرهنگ خویش ببلعد.» ایشان در ادامه نکاتی را در نقد نظرات افرادی مانند عبدالکریم سروش و محمد مجتهد شبستری ابراز می کنند و بعد در انتهای مقاله روی سخن را به کارگزاران داخلی می گردانند و می نویسند: «من نمی دانم دوستان ما، و مثلاً وزیر محترم ارشاد، که ما در اعتقاد آن ها به انقلاب اسلامی و خلوص نیتشان تردیدی نداریم، با علم به این مسائل و مقدمات باز هم می توانند همه آن چه را که در فضای فرهنگی و هنری جامعه امروز ما اتفاق می افتد حمل بر صحت کنند و هیچ دغدغه ای نسبت به آینده نداشته باشند؟ اگر چنین است ما بسیار علاقه مند هستیم که براهین و استدلال های آن ها را نیز بشنویم».

«حلزون های خانه به دوش»، مقاله ای است که آوینی در حاشیه مقاله «نادیده گرفتن غرور ملی» نوشته است. نویسنده آدرس مقاله را داده است: گردون، شماره سیزده و چهارده، تیرماه ۱۳۷۰ و بعد که مراجعه می کنیم کاشف به عمل می آید که منصور کوشان نویسنده آن است و در دفاع از «نسل سوم نویسندگان و هنرمندان» قلم زده است و مقاله اش را در جواب مقاله ای که در نیمه اردیبهشت همان سال در روزنامه کیهان به چاپ رسیده، نوشته است. در مقاله اخیر نیز به سوابق سیاسی این جماعت که اکنون شعار سیاست گریزی می دهند اشاره هایی شده است که ارتباطی به شعار و بحث تشکیل کانون نویسندگان دارد. اما سید مرتضی آوینی قصد کرده از مقاله نشریه گردون دریابد که تعبیر «نسل سوم» یعنی چه و این جماعت سخنشان چیست؟

«تحلیل آسان»، آخرین مقاله این کتاب است و با نگاهی به سابقه تاریخی جریان روشنفکری در ایران به نقد مقاله «حکومت آسان، بی آینده است» می پردازد و پرده از خرافات و تفکرات سطحی داعیه داران جاهلیت مدرن بر می دارد.

 ۱۲٫ نسیم حیات
نسیم حیات» کتاب دوازدهم از مجموعه آثار شهید سید مرتضی آوینی است. این کتاب گفتار متن برنامه های تلویزیونی را در بر می گیرد که شهید بعد از رحلت حضرت امام، در فاصله سال های ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۱ ساخته و یا صرفاً متن آنها را نوشته است. غالب نوشته های این مجموعه به تحولاتی می پردازد که با ظهور امام خمینی(ره) و گسترش انقلاب اسلامی ایران در جهان، گشایش افق تازه ای را در تاریخ بشر امروز بشارت می دهد. عناوین بعضی بخش ها عبارتنداز: عاشورا در مهریز؛ سفر به سرزمین نور؛ حج جانبازان؛ انقلاب سنگ؛ سه نسل آواره؛ هفت قصه از بلوچستان؛ خنجر و شقایق.

برچسب ها:

نظر شما چیست؟

برای نمایش عکس از gravatar یا دریافت پاسخ از مدیر. ایمیل شما به صورت عمومی نمایش داده نخواهد شد.

نظرات

نتیجه ای یافت نشد.