۰۱ آذر ۱۳۹۳
اندیشه و فرهنگ شناخت گذشته کلیدی برای ورود به دنیای آینده

شناخت گذشته کلیدی برای ورود به دنیای آینده

نگاهی به کتاب «هویت ملی در قصه های عامه ی دوره ی صفوی»، دکتر محمد حنیف
این که با شناخت خود و دیگران بهترین شیوه ی زیست در جهان را خواهیم آموخت چنان معقول است که نپذیرفتنش دشوار می نماید. برای همین است که «چیستی» و «کیستی» انسان در مفهومی مهم، یعنی «هویت» تبدیل به یکی از کلیدواژه های علوم اجتماعی شده است. کلیدواژه ای که نسبت به موقعیت فرد در جامعه، ترکیب هایی چون «هویت فردی»، «هویت قومی»، «هویت ملی» و «هویت جهانی» را تولید کرده است.

اگر «هویت فردی» که شناسه ی ویژگی ها و خصلت های یک انسان است، موجب تمایز او از انسان های دیگر باشد، «هویت ملی» مجموعه ای از شناسه های جمعی را شکل می دهد که شناسنامه ی رفتارهای اجتماعی (اقتصادی، سیاسی، دینی، علمی و هنری) یک مفهوم معاصر، یعنی «ملت» خواهد بود.

کتاب «هویت ملی در قصه های عامه ی دوره ی صفوی» کوششی است برای دریافت و فهم امروز در بازخوانی دیروز. دکتر محمد حنیف که پیش از این او را در قامت داستان نویس هم دیده ایم، کتابی خواندنی را فراهم کرده است. کتابی که هم از لحاظ بحث نظری غنی است و هم از جهت گرداوری قصه های عامه.

نویسنده،که به جایگاه مهم «ادبیات عامه» در فرهنگ مردم باور دارد و از سویی دوره ی صفوی را یکی از نقاط عطف تاریخ ایران می داند، ابتدا اسم کتاب را تجزیه می کند و به تعریف «هویت»، «ملت»، «هویت ملی»، «قصه های عامه» و «دوره ی صفوی» می پردازد. او در مقدمه می نویسد:

«با آن که قصه های عامه از جنبه های دیگری همچون ارزش های تربیتی و آموزشی و یاری رساندن به فهم بهتر ادب کهن (ادبیات رسمی و مکتوب) واجد اهمیت است، شاید هیچ یک از فواید برشمرده، همسنگ نقش آن ها در بازشناسی هویت ملی نباشد؛ به خصوص اگر قصه های عصری همچون عصر صفوی بررسی شود. عصری که می توان آن را از اعصار تاریخی مهم ایران دانست. شاید بتوان شاخص ترین ویژگی دوره ی صفوی را احیای وحدت ملی ایرانیان، این بار تحت لوای تشیع، دانست. بیشتر سرزمین های جدا شده از کشور باستانی ایران، پس از بازگردانده شدن، زیر لوای پرچم تشیع حیات نوینی آغاز کردند و دگرگونی های مختلفی را از جنبه های متفاوت پذیرا شدند که اغلب آن ها تا امروز نیز پایدار مانده است.»

در واقع، با این نگاه می توان به این نتیجه رسید که با درک ویژگی های زیست اجتماعی دوره ی صفوی، یا «هویت ملی» در آن دوره به فهم درست تری از «هویت ملی» ایرانی امروز رسید.

در ادامه، آقای حنیف پس از تعاریف مقدماتی، در فصل دوم از هویت ملی دوره ی صفوی در قصه های شفاهی می گوید. عناوین این فصل که در واقع عناصر هویت ملی در این دوره است عبارت است از: شاه عباس؛ نماد اقتدار صفویان در قصه های عامه- تبار مشترک- حدود جغرافیایی سرزمین ایران- زبان مشترک- گذشته ی تاریخی مشترک ایرانیان- نظام سیاسی مدنظر ایرانیان- مذهب مشترک ایرانیان و آداب و رسوم و علایق مشترک ایرانیان.

فصل سوم، هویت ملی را در قصه های مکتوب دوره ی صفوی بیان می کند. نویسنده، مولفه های هویت ملی را در پنج قصه ی مکتوب «اسکندرنامه»، «هزار و یک روز»، «شاهزاده شیرویه»، «حسین کرد شبستری» و «فلک ناز نامه» بررسی می کند.

ادامه ی کتاب، بخش ضمایم است که پنجاه و هفت قصه ی شفاهی گرد آمده است. این قصه ها از بیش از چهل سال پیش، در زمان مدیریت مرحوم ابوالقاسم انجوی شیرازی تا کنون، به همت فرهنگ یاران سراسر کشور، به واحد «فرهنگ مردم» در صدا و سیما ارسال شده است. یکی از کوتاهترین این قصه ها، قصه ی خوش حالی شاه عباس است که با هم می خوانیم:
شب چهارشنبه سوری بود و شاه عباس سر سفره ی شام نشسته بود. پلو می خورد و خوش حال به نظر می رسید. وزیرش، الله وردی خان، رو به او کرد و گفت: «قبله ی عالم به سلامت باد. چه شده که من امشب شما را خوش حال و خنده رو می بینم؟ تا جایی که من یادم هست امسال این دومین بار است که شما تا این اندازه خوش حال و شاد هستید.»
شاه عباس گفت: «من در هر سال، فقط دو بار خودم را راحت و خوش حال احساس می کنم؛ اولین بار شب چله است که آن شب، هرکس از پیر و جوان و کوچک و بزرگ و ثروتمند و بی چیز، آب را به همان سردی می خورند که من می خورم. در صورتی که در موقع گرمی هوا این طور نیست. یکی هم شب چهارشنبه سوری است که هر کسی آن شب در خانه اش پلو درست می کند و می خورد. من هم همان پلو را می خورم.


مطالب مرتبط


نظر شما چیست؟

برای نمایش عکس از gravatar یا دریافت پاسخ از مدیر. ایمیل شما به صورت عمومی نمایش داده نخواهد شد.

نظرات

نتیجه ای یافت نشد.