۱۶ بهمن ۱۳۹۳
تاریخ فشرده ای از تاریخ انقلاب

فشرده ای از تاریخ انقلاب

نگاهی به «تاریخ فشرده انقلاب اسلامی» به روایت رهبر انقلاب
انقلاب اسلامی مردم ایران در سال ۵۷، به تشکیل نظام جمهوری اسلامی و برآورده شدن آرزوی هزاروچندصد ساله مسلمانان مؤمن و مخلص منجر شد. مؤمنان راستین، به رسیدن دوباره اسلام به متعالی‌ترین قلل عزت و مجد عالم امیدوار شدند. بعد از این انقلاب که باید آن را بزرگ‌ترین واقعه بعد از ظهور اسلام دانست، شیعه که از حضور آخرین وصیّ بعد از رسول محروم گشته بود، توانست زندگی تحت لوای نظام اسلامی به حاکمیت نایب آن وصی را تجربه کند؛ نظامی الگوگرفته از حکومت نبوی و حکومت علوی، نظامی که روزبه‌روز بر عزت و عظمت و منزلت آن افزوده می‌شود.

مبنای این انقلاب چه بود و چه اصولی بر آن حاکم بود که نهال و حاصل آن، این‌چنین تنومند، برومند و پرثمر شده است؟ انقلاب ۵۷، برخاسته از حرکت و نهضت امام خمینی بود. شاید بتوان این نهضت را در چند جمله خلاصه کرد: امام خمینی بعد از رحلت آیت‌الله بروجردی در سال ۱۳۴۰، مبارزه علیه رژیم طاغوتی را علنی کردند. این مبارزه در سال ۱۳۴۲ به اوج خود رسید و در ۱۳۴۳ به تبعید امام منجر شد. سال ۱۳۵۷ امام به ایران بازگشتند و پس از ده روز، انقلاب به پیروزی رسید. این فقط ترتیب وقایع است؛ لکن برای شناخت مبانی و ریشه‌های انقلاب باید با نگاهی تیزبین و نکته‌سنج، وارد آن سال‌ها شد و پدیده‌های مختلف را دقیق، جامع و در ارتباط با هم دید.

بهترین استاد انقلاب‌شناسی، فردی است که آن ایام در صحنه حاضر بوده، شاگردی امام را کرده، مبانی نهضت امام را درک کرده و توانسته بر اساس همان مبانی، ارتباطات انقلابی خود با مردم، علما و مبارزین را تنظیم کند و در دوران تبعید و دوری امام، علمداری نهضت را در بخشی از کشور بر عهده گیرد. علاوه‌بر همه اینها بزرگ‌ترین انقلاب‌های تاریخ بشر، یعنی انقلاب‌های انبیا را بشناسد و بتواند مبانی انقلاب ایران را در آن انقلاب‌ها پیدا کند. این خصوصیات در حضرت آیت‌الله خامنه‌ای جمع شده است. ایشان بیانات جامع و مفصّلی در‌باره انقلاب دارند که با کنار هم گذاشتن آنها، منشور کاملی از ابعاد مختلف انقلاب شکل خواهد گرفت. در کنار این بیانات، سیره مبارزاتی ایشان در دوران نهضت نیز، کتابی قطور و مهم در شناخت انقلاب است؛ به‌خصوص در دورانی که امام در تبعید بودند و از دور نهضت را رهبری می‌کردند، آقای خامنه‌ای در مشهد، چنان دقیق و ظریف اصول نهضت امام خمینی را پیاده می‌کردند که رژیم به ایشان لقب «خمینی خراسان» را داده بود.

بعد از علنی شدن نهضت امام خمینی، آقای خامنه‌ای نیز مبارزات مبنایی وسیعی را علیه رژیم آغاز می‌کنند. سال ۱۳۴۲، آشوبناک و پرالتهاب آغاز می‌شود. نطفه قیام عظیم ۱۵خرداد، در واقعه فیضیه بسته می‌شود. نهضت به اوج روزهای انقلابی خود رسیده است. در این ایام، آقای خامنه‌ای یک لحظه سکون و سکوت ندارند و هرجا که لازم باشد به‌سرعت و فعالانه حاضر می‌شوند. روز وقوع حادثه فیضیه، ایشان شتابان خود را به بیت امام رساندند، تا هم از امام در برابر سوءقصد احتمالی حفاظت کنند و هم در آن شرایط بحرانی و پرتَپِش، پیوندی معنوی با قلب مطمئن حضرت روح‌الله برقرار کنند. در اولین ارتباط انقلابی با امام، جملاتی نورانی از ایشان می‌شنوند که خط را تا آخر روشن می‌کند: «اینها محکوم به زوالند و خواهند رفت و شما خواهید ماند.»

محرم نزدیک است. امام پیامی به وعاظ می‌دهند که در محرم امسال روضه فیضیه را بر منابر بخوانید. آقای خامنه‌ای مأمور رساندن این پیام به علمای مشهد می‌شوند. از قم تا مشهد، شهر به شهر بخش‌هایی از پیام را برای مردم می‌خوانند. بعد از رساندن پیام، خود برای تبلیغ در ایام محرم، عازم بیرجند که یکی از مراکز اصلی سیطره رژیم در خراسان بوده، می‌شوند. سلاح آقای خامنه‌ای برای مبارزه با رژیم، کلام آتشین و پرنفوذشان است که شهر بیرجند را با این سلاح، پر از شور و شعور انقلابی می‌کنند. مردم پای منبر ایشان و روضه فیضیه، به‌شدت می‌گریند. از همان ابتدا، قدرت و عظمت این سید حسینی بر عوامل رژیم آشکار می‌شود. هم‌زمان با اوج گرفتن فعالیت‌های انقلابی آقای خامنه‌‌ای، رژیم شدت عمل نشان می‌دهد و ایشان را دستگیر می‌کند. در همین اولین حبس و زندان، به قصد توهین، محاسن مبارکشان را از ته می‌تراشند و با تهدید و ارعاب آزادشان می‌کنند.

اکنون به‌ظاهر خیزش مردم فروکش کرده است. امام خمینی را در خانه‌ای در تهران محصور کرده‌اند. هزاران نفر از مردم در ۱۵خرداد به خاک و خون کشیده شده و مؤثرین نهضت با تهدید و زندان و تبعید، خاموش شده‌اند. اما در واقع نهضت وارد مرحله جدیدی شده و فقط شکل مبارزه تغییر پیدا کرده است. الگوی مبارزه برای آقای خامنه‌ای، یک انسان ۲۵۰ساله است. ائمه اطهار،۲۵۰ سال برای برقراری نظام الهی تلاش و مبارزه کردند و هرکدام با توجه به شرایط زمانی خویش، سیاست و تدبیر خاصی داشتند. حاصل این تلاش، حفظ جریان تشیع و کوله‌باری از درس و تجربه است. حالا وقت آن رسیده که به این درس‌ها عمل شود.
تا قبل از تبعید امام، یک بار دیگر آقای خامنه‌ای به سفر تبلیغی می‌روند که دوباره به دستگیری و حبس ایشان منجر می‌شود. پس از آن یک دوره بلندمدت مبارزه را آغاز می‌کنند که هر روزش برنامه جدیدی برای مبارزه دارند و ضربه‌ای کاری به رژیم وارد می‌کنند؛ روزهای مجاهدت‌ها، استقامت‌ها، فداکاری‌ها …
روزهایی که در ایام تبلیغی محرم و صفر و رمضان، به تهران و دیگر شهرهای کشور می‌روند و با سخنرانی‌های دقیق و گیرای خود، هزاران نفر را با مبانی اسلامیِ انقلاب آشنا می‌کنند و آتش مبارزه و قیام را به جانشان می‌اندازند.

روزهایی که دور از چشم مأموران رژیم، در منزل خود برای جوانان انقلابی درس ایمان، بصیرت و استقامت می‌گویند و مجاهدانی برای کمرکش روزهای سخت و مردافکن نهضت تربیت می‌کنند. البته نه به سبک کلاس درس‌های معمولی و دانشگاهی؛ بلکه با بیان حقایق عالم، روح اندیشه‌های انسانی و وجدان را در وجود آنها زنده می‌کنند و معرفتشان را به سطحی می‌رسانند که حاضر می‌شوند در راه رسیدن به آرمان‌های والایشان از جان شیرین خود نیز بگذرند.
روزهایی که با علما و مؤثرین نهضت ارتباط می‌گیرند و با مراجعه حضوری یا مکاتبه، سعی در اتصال نقاط پررنگ نهضت به‌هم و ایجاد شبکه عظیمی از مبارزین دارند تا حرکت‌ها، تشکّل و سامان یابد و همه به‌سوی واحدی هم‌جهت شود.
روزهایی که برای برپایی نماز به مسجد می‌روند؛ نماز جماعت‌هایی کفرستیز و بت‌شکن. اقامه صلاتشان هم مبارزه است؛ تا جایی که رژیم به ممنوع‌المنبر شدن هم بسنده نکرده و حق برپایی نماز را از ایشان سلب می‌کند.

روزهایی که در مسجد امام حسن و مسجد کرامت، پشت تریبون ایستاده، با تیغ برّان خطابه‌های پرصلابت خود، تیشه به ریشه نظام فاسد می‌زنند؛ با همان قال باقر و قال صادق و با آیات قرآن و خطب نهج‌البلاغه، سازمان طاغوتی رژیم را بی‌سامان می‌کنند. در جلسات طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن و جلساتی مانند آن، هزاران نفر از جوانان، دانشجویان، طلاب و مردم کوچه و بازار مشهد، پای منبر این مرد خدا می‌نشینند و ایمان و آگاهی‌شان بالاتر می‌رود.

روزهایی که با تلاش‌های شبانه‌روزی، مشغول تألیف کتاب‌هایی می‌شوند که در ظاهر ترجمه‌اند، ولی در لا‌به‌لای سطور این کتاب‌ها، نکته‌هایی برای نهضت اسلامی می‌گنجانند، و با چاپ و توزیع مخفیانه این ‌کتب ممنوعه، بخش‌های دیگری از پازل پیچیده حرکت مبارزاتی خود را تکمیل می‌کنند.
روزهایی که به حربه‌های مختلف و با زیرکی، از چنگ مزدوران رژیم می‌گریزند و به این راحتی اجازه نمی‌دهند با زندان و حبس، فعالیت‌های مبارزاتی‌شان منقطع شود.
روزهایی که دلسوزانه و متعهدانه خود را به مردم سیل‌زده و زلزله‌زده خراسان می‌رسانند و علاوه‌بر امداد و کمک‌رسانی، مردم را با جنایات و ظلم‌های رژیم آشنا می‌کنند.
در این روزها، رژیم که به نقش آقای خامنه‌ای در پیشبرد اهداف نهضت واقف شده، به طرق مختلف سعی در جلوگیری از اقدامات انقلابی این مرد مجاهد دارد. در مجموع شش بار ایشان را بازداشت می‌کنند و به زندان‌های مختلف می‌برند. اما چون سابقه مبارزه مسلحانه ندارند و از منطقی استوار در پاسخگویی به بازجویی‌ها برخوردارند، خیلی در زندان‌ها ماندنی نمی‌شوند و همچون ماهیِ لیز، بعد از دو سه ماه حبس، از دست رژیم در می‌روند. مگر حبس آخر که حدود هشت ماه، بدترین شرایط را در زندان کمیته مشترک ضدخرابکاری ساواک تجربه می‌کنند؛ از سلول انفرادی تا شکنجه و توهین و آزار و اذیت.

بارها مأموران برای تفتیش یا بازداشت، به منزل ایشان هجوم می‌آورند و دست‌نوشته‌هایشان را غارت و نابود می‌کنند. از منبر، نماز جماعت، چاپ کتاب و جزوه و حتی برگزاری جلسه در منزل شخصی محرومشان می‌کنند. منزل ایشان تحت مراقبت شدید نیروهای امنیتی است. تلفنشان شنود می‌شود. آقای خامنه‌ای ممنوع‌الخروج هم شده‌اند تا نتوانند با امام خمینی ارتباط بگیرند. البته در تمام این دوران، مکاتبات و ارتباط و اتصال معنوی ایشان با قلب تپنده نهضت، حضرت امام خمینی، قطع نمی‌شود.

بعد از فوت مشکوک حاج آقا مصطفی خمینی در سال ۱۳۵۶، انقلاب شتابی مضاعف به خود می‌گیرد و کشور یکپارچه قیام و مبارزه می‌شود. رژیم می‌فهمد که آتش زیر خاکستر نهضت دوباره در حال گُر گرفتن است. لذا شدت عمل نشان می‌دهد و با سرکوب حداکثری، سعی در خاموش کردن دوباره آن دارد. مهره‌های مهم مبارزه را یکی‌یکی از دور خارج می‌کنند. آقای خامنه‌ای را به ایرانشهر تبعید می‌کنند. اما ایشان سوار بر تبعید می‌شوند و همه کارهایی را که قبل از آن انجام می‌دادند، با قوت بیشتر دنبال می‌کنند. مکاتبات و ارتباطات با علما و مبارزین طراز اول، سخنرانی‌ها و جلسات معرفتی و انقلابی، سازماندهی و متشکل کردن مبارزین باز هم ادامه دارد. وقتی در ایرانشهر سیل می‌آید، مسئولیت تنها گروه امدادی حاضر در صحنه با آقای خامنه‌ای است. جایگاه این مرد مقاوم، بین مردم ایرانشهر آن‌قدر بالا می‌رود که رژیم تصمیم می‌گیرد جای ایشان را عوض کند. این‌بار منطقه‌ای دورافتاده‌تر، یعنی جیرفت انتخاب می‌شود. اما در جیرفت هم از همان بدو ورود، با قوتِ تمام مبارزه را ادامه می‌دهند.

رژیم به روزهای پایانی حیاتش نزدیک شده و عملاً کنترلی بر اوضاع ندارد. آقای خامنه‌ای اواسط سال ۵۷ از جیرفت به مشهد می‌روند و در ایام نزدیک به پیروزی، پرچمدار نهضت در خراسان می‌شوند. حرکت‌های مبارزاتی مهم، بزرگ و مؤثر ایشان در سطح گسترده‌ای از مردم، روند رسیدن به پیروزی در مشهد و خراسان را چند گامِ بلند جلو می‌برد.
حدود یک ماه مانده به پیروزی نهایی، با تشکیل شورای انقلاب، آقای خامنه‌ای به تهران می‌روند تا شرایط را برای ورود امام و تشکیل حکومت اسلامی به رهبری ایشان مهیا کنند. و بالاخره در لحظات پرشکوه ورود امام به ایران و در دهه مبارک فجر، در کنار امام هستند و شاهد فروپاشی نظام دوهزاروپانصد ساله شاهنشاهی و به ثمر نشستن اولین حکومت اسلامی در ایران عزیز و سرافراز.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بعد از انقلاب و به‌خصوص در دوران ریاست جمهوری، بارها درباره این واقعه بزرگ سخنرانی کرده‌اند. پیام‌هایی به مناسبت آغاز دهه فجر یا سالگرد ۲۲بهمن، سخنرانی در مراسم راهپیمایی ۲۲بهمن، سخنرانی در جمع سفرا و میهمانان خارجی در ایام دهه فجر از جمله برنامه‌های ایشان در دوران ریاست جمهوری بوده است. یکی از جنبه‌هایی که برای ایشان بسیار مهم بوده، مسئله صدور انقلاب و رساندن پیام آن به گوش جهانیان است. ایشان در ایام دومین سالگرد پیروزی انقلاب در سال ۱۳۵۶، به هند سفر می‌کنند و درباره انقلاب ایران، برای مردم صحبت می‌کنند. در نمازجمعه ۱۳۵۹/۱۲/۸ درباره این سفر می‌فرمایند: «در یک کنفرانس عظیم صدوچندده‌هزار نفرى وقتى‌که پیام ملت ایران و پیام انقلاب به گوش مردم رسید، آن‌چنان این جمعیت به هیجان آمدند که بعضى از افرادى که در تشکیل این اجتماع نقش داشتند، از برادران روحانى اهل‌تسنن، به ما مى‌گفتند که شما بذر انقلاب اسلامى را در دل این جمعیت کاشتید.»

در دوران ریاست جمهوری، ۱۲ بهمن هر سال، مراسمی برای افتتاح دهه فجر، معمولاً در هتل لاله تهران برگزار می‌شده که همیشه جمعی از شخصیت‌های برجسته جهانی در آن دعوت می‌شدند. در سال‌های ۶۲، ۶۴، ۶۵ و ۶۷ سخنران مراسم آقای خامنه‌ای بوده‌اند که در این سخنرانی‌ها، مطالبی بالادستی و محوری درباره انقلاب فرموده‌‌اند. اولین گفتار از مجموعه گفتارهای صهـبا، سخنرانی سال ۶۷ با عنوان «عصر انقلاب اسلامی» است. گفتار حاضر مربوط به سخنرانی ۱۳۶۲/۱۱/۱۲ است که در مراسم افتتاحیه پنجمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، در هتل استقلال تهران ایراد شده است.
بعد از قرائت کلام‌الله مجید، مسئول اجرایی مراسم، یعنی وزیر ارشاد وقت، سخنرانی کوتاهی می‌کند و تریبون را در اختیار رئیس‌جمهور قرار می‌دهد. سیصد نفر از شخصیت‌های مهم جهانی میهمان مراسم هستند. یکی از اساتید برجسته علوم انسانی نیجریه، رئیس کانون وکلای دادگاه عالی پاکستان و پدر یکی از شهدای اردوگاه الانصار لبنان، اعضای هیئت رئیسه مراسم هستند. بعد از سخنرانی آقای خامنه‌ای، یکی از شعرای پاکستانی شعری در مدح انقلاب ایران می‌خواند و پس از او، سه شخصیت برجسته از کشورهای کنیا، لبنان و پاکستان سخنرانی می‌کنند.
سخنرانی آقای خامنه‌ای بااینکه عنوانی تاریخی دارد، اما کاملاً کاربردی و با رویکرد صدور مبانی انقلاب ارائه شده است. روزنامه جمهوری اسلامی متن کامل بیانات را در تاریخ ۱۳۶۲/۱۱/۲۴ چاپ کرده است.
اکنون هفتمین گفتار صهـبا افتخار بازنشر و احیای این سخنرانی تاریخی را نصیب خود کرده؛ سخنرانی مهمی که باید به زبان‌های مختلف دنیا ترجمه شود و در دسترس مستضعفین عالم قرار گیرد.


مطالب مرتبط


نظر شما چیست؟

برای نمایش عکس از gravatar یا دریافت پاسخ از مدیر. ایمیل شما به صورت عمومی نمایش داده نخواهد شد.

نظرات

نتیجه ای یافت نشد.