۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۴
گفت و گو به داستان تمیز و پاک معتقدم

به داستان تمیز و پاک معتقدم

گفت و گویی با سارا عرفانی؛ نویسنده پنجشنبه فیروزه ای
نفیسه اسماعیلی، حسام آبنوس:
سارا عرفانی، نویسنده‌ای که در طی سال‌های اخیر بدون حاشیه به نویسندگی پرداخته، وقتی رمان جدیدش با نام «پنجشنبه فیروزه‌ای» رونمایی شد در مدت زمان کوتاهی کتابش مورد توجه قرار گرفت و همین مسئله‌ای شد که از او دعوت کنیم به خبرگزاری فارس بیاید و پیرامون کتابش گفت‌وگویی داشته باشیم.

اظهارنظر درباره کتاب جدیدش و صحبت کردن پیرامون شخصیت‌های داستانش مباحثی بود که در این جلسه مطرح شد. تمام قد از کتاب و شخصیت‌های داستانش دفاع می‌کرد و اگر نقدی هم وارد می‌شد منصفانه پاسخ می‌داد و در پاره‌ای آنها را می‌پذیرفت، ترجیح می‌داد کمتر در مورد رمانش حرف بزند و این کار را به منتقدین و خوانندگان رمانش سپرد. او که دانشجوی فلسفه بوده فلسفی نوشتن را هنر ندانست و گفت که می‌نویسد تا رمانش خوانده شود. در بخش اول گفت‌وگو با او متن صحبت‌هایمان درباره تازه‌ترین اثرش را منتشر کرده‌ایم، گفت‌وگویی مفصل و البته پر فراز و نشیب که در ادامه آمده است.

دغدغه شما در نوشتن مربوط به موضوعات اجتماعی می‌شود یا اینکه مانند نویسنده‌های دیگر تصویری دارید و با توجه به آن می‌نویسید. جایگاه موضوعات اجتماعی در نوشته‌های شما کجاست؟
عرفانی: خیلی اصرار ندارم که حتما نوشته‌های من اجتماعی باشد و این دسته بندی را در ذهنم ندارم. می‌توان گفت چیزی که خیلی ذهنم را درگیر کند و چند وقت با آن درگیر باشم یا من را اذیت کند، اگر بخواهم حرفی در مورد آن بزنم خواهم نوشت. شاید یک موضوع اجتماعی باشد یا اینکه یک داستان دینی باشد و در ذهنم خود را نویسنده اجتماعی یا دینی نمی دانم.

پس موضوع موجب نمی‌شود که یک مسئله را کنار بگذارید و نسبت به آن بی‌توجه باشید خواه اجتماعی، سیاسی یا مذهبی باشد؟
عرفانی: بله موضوع عامل نیست. شاید یک اتفاق عرفانی ذهنم را درگیر کند و بخواهم نسبت به آن بنویسم.

از نظر خودتان «پنجشنبه فیروزه‌ای» یک رمان دینی است یا اجتماعی؟
عرفانی: می‌توان این تقسیم‌بندی را نداشت.

پنجشنبه فیروزه‌ای یک رمان دینی است
حالا به نظر خودتان کدام است؟ با توجه به اینکه هم مباحث مذهبی در رمان وجود دارد و هم موضوعات اجتماعی.
عرفانی: تمام مسائل جزو کارکردهای رمان است و نمی‌توان گفت که این اثر فقط به زیارت پرداخته است یا ... بلکه تک‌تک مسائل درون رمان را با قصد و غرض در داستان آورده‌ام. برای مثال من در بین نزدیکان و دوستانم مسئله ازدواج را بارها دیده‌ام و دوست داشتم که در رمان به آن بپردازم و یا بحث چت و فضای مجازی در رمان در سایه مسائل اجتماعی است ولی در کلیت شاید بتوان گفت که این رمان یک اثر دینی است.

چقدر برای نوشتن این رمان مطالعه کردید؟
عرفانی: نمی‌توان گفت که چه میزان مطالعه کرده‌ام، چون نوشتن داستان را شروع کردم و دو فصل جلو رفتم و بعد درگیر این شدم که باید مطالعه کنم. در حین نوشتن کتاب‌ها را می‌خواندم و یک سری سخنرانی‌ها گوش می‌کردم و به تفسیر زیارت جامعه کبیره رجوع کردم. حتی جالب است که مثلا در ماه محرمی که گذشت برای عزاداری وقتی رفتم نکته‌ای در آنجا مطرح شد که به من کمک کرد و در قسمتی از داستان استفاده کردم. چون یک بازه زمانی 4 ساله زمان برد تا داستان را بنویسم در طول این مدت مطالعه کردم.

*نخواستم تک بُعدی به قضیه نگاه کنم
اینکه تمام تیپ‌ها را در داستان داریم به خصوص اینکه به زیارت امام رضا (ع) هم آمده‌اند. این مسئله در رمان «پنجشنبه فیروزه‌ای» چشمگیر است و چطور شد از یک فضای ایده‌آل به یک موقعیت رئال دست یافتید؟
عرفانی: دقیقا به همین دلیل که ما در زیارت حضرت رضا(ع) همه تیپ‌ها را می‌بینیم، نخواستم در رمان تک بعدی به قضیه نگاه کنم و دوست داشتم شخصیت‌های دیگر هم در داستان باشند.

شخصیت‌های پنجشنبه فیروزه‌ای را از کجا آوردید و چقدر از آنها در بیرون وجود دارد و چقدر زاییده تخیل شما هستند؟ کدام شخصیت‌ها حاصل تجربیات شماست و کدام را ساخته‌اید؟
عرفانی: اینطور می‌توان گفت که بعضی‌ اتفاقات و شخصیت‌های داستان شاید در بیرون بوده‌اند. در مورد غزاله اختصاصا این نبود و خودم به او رسیدم. البته نمی‌شود گفت که خواستم خودم را نشان دهم اما شاید به خودم نزدیک باشد. از حیث درگیری‌های ذهنی و ... به من نزدیک بود. سعی کردم بازی‌های ذهنی داشته باشد و مرتبط با روند داستان تغییر و تحولات داشته باشد.

آن قسمت‌هایی که به خودتان نزدیک است دقیقا کجاست؟ آنجایی که دغدغه‌های دینی دارد یا آنجا که رفتارهای دخترانه از خود بروز می‌دهد؟
عرفانی: می‌شود گفت درگیری‌های ذهنی غزاله به جنس درگیری‌های ذهنی خودم نزدیک است. اما این به آن معنا نیست که خواستم خودم را نشان دهم زیرا این موجب می‌شود که مخاطب شروع به شباهت‌سازی کند. اشکالی که بر شباهت سازی به خصوص در کارهای خانم‌ها وجود دارد این است که دست‌ نویسنده را می‌بندد زیرا با خود می‌گوید که اگر یک اتفاق را بگویم ممکن است که خواننده این را به من نسبت دهد و از نوشتن یک اتفاق پرهیز می‌کند. درگیری‌های ذهنی و نوع چالش به فضای ذهنی من نزدیک است.

در مورد شهاب و سایر شخصیت‌های داستان هم توضیح دهید.
عرفانی: شهاب کم‌کم و ذره‌ذره در داستان شکل گرفت. کنش یا واکنشی که در داستان به وجود می‌آمد با توجه به آن شهاب و سایر شخصیت‌ها را شکل می‌دادم و شهاب نمونه بیرونی نداشت. درباره سلمان باید گفت که شاید به لحاظ ظاهری به همسرم شباهت داشته باشد ولی از قبل دوست داشتم چنین شخصیتی را در یکی از داستان‌هایم داشته باشم. درباره صدف هم ترجیح می‌دهم چیزی نگویم. مریم نیز در داخل داستان شکل گرفت و از ابتدا قرار نبود این کار را با او انجام دهم و اندک‌اندک او را خلق کردم.

در مورد آن خانم فرانسوی هم توضیح دهید که حضورش چه ضرروتی دارد؟ بود و نبودش چه کمکی به داستان می‌کند؟
عرفانی: می‌توان گفت حضور آن بانوی فرانسوی یک رویداد فرعی است که ذهن غزاله را درگیر می‌کند و به رشد وی کمک می‌کند و نگاه غزاله را تکامل می‌بخشد و این نگاهی بوده که از حضورش در فصل 3 داشتم. در واقع غزاله با قضیه شفا گرفتن به واسطه این خانم درگیر می‌شود و این کارکردی بود که از حضورش در داستان نیت داشتم.

به نظر می‌رسد که برخی شخصیت‌ها در داستان رها می‌شوند و حتی اینطور به چشم آمده که برای اینکه داستان را به پایان برسانید، برخی‌ شخصیت‌ها را از داستان کنار گذاشته‌اید. برای این موضوع برنامه داشته‌اید یا اینکه اتفاقی به این شکل در آمده است؟
عرفانی: برای این اتفاقات در داستان فکر شده بود. برای مثال مریم در پایان فصل 5 دیگر حضور فیزیکی ندارد و در ابتدای فصل 7 غزاله متوجه می‌شود که مریم از دنیا رفته است. حتی در فصل‌های بعدی نیز این حضور وجود داشت و خیلی زود کنار گذاشته نشده است. چون قرار است در فصل 7، یک مجموعه اتفاقات رخ دهد.

برای اینکه داستان برای خواننده کشش داشته باشد از چه شگردی استفاده کردید؟
عرفانی: شگردها و بازی‌های داخل داستان مانند چت‌ها، یا اتفاقاتی که هیجان‌انگیز بود موجب جذابیت بخشی به داستان می‌شد و از آنها سود بردم.

*داستان فلسفی نوشتن هنر نیست
از اینکه از یک موضوع درام و عشقی میان یک دختر و پسر در این داستان و یا کتاب «لبخند مسیح» به منظور پیشبرد داستان استفاده کرده‌اید، هراسی نداشتید که وزن متن شما را کاهش دهد؟
عرفانی: نه. فکر می‌کردم این مباحث لازمه ایجاد جذابیت است. شاید از آن تعبیر به عامه پسند شود ولی ترجیح می‌دادم داستان به نحوی روایت شود که خواننده دوست داشته باشد آن را بخواند. من با داستان‌هایی روبرو بوده‌ام که می‌خواسته یک مفهوم عمیق را منتقل کند ولی نتوانستم با آن ارتباط برقرار کنم و کشش نداشته است. من در دانشگاه فلسفه خوانده‌ام و اگر بخواهم می‌توانم داستانی فلسفی بنویسم که یک عده خاصی آن را متوجه شوند ولی به نظر من این هنر نیست در حالی که عده‌ای فکر می‌کنند طرح این مسائل در داستان با کلاس است. دوست دارم یک اثر بیشتر خوانده شود و بیشتر موثر باشد و هرچه یک داستان بیشتر خوانده شود موفق بوده است.

احساس نمی‌کنید «پنجشنبه فیروزه‌ای» شلوغ است؟ یعنی هر کدام از این مسائل این قابلیت را دارد که به صورت مجزا به آنها پرداخته شود.
عرفانی: مطمئنا این حس را نداشتم. برای مثال قضیه راننده تاکسی داخل قصه را مدت‌ها بود که می‌خواستم بنویسم. در حین نوشتن این داستان دیدم می‌توانم که از شخصیت‌ها و فضاهای داستان کمک بگیرم تا به آن بپردازم. این رمان یک رمان به نسبت طولانی است با وجود اینکه نیتم این نبود که یک رمان 400 صفحه‌ای شود، اما می‌خواستم یک سری داستان فرعی در مسیر اصلی داستان باشد تا خواننده با آن ارتباط برقرار کند و پیوسته درگیری غزاله و سلمان را شاهد نباشد. البته ممکن است یک نفر فکر کند که شلوغ شده است که مشکلی نیست.

راوی داستان دانای کل است یا اینکه از یک راوی تلفیقی استفاده کرده‌اید؟
عرفانی: دانای کل نیست. بلکه راوی اول شخص است با تغییر زاویه روایت کننده.

رمان چه میزان دخترانه است؟
عرفانی: اگر بخواهیم بر اساس راوی‌های داستان نظر بدهیم که جاهایی سلمان به عنوان راوی حضور دارد به صورت کامل دخترانه نیست ولی حدود 70 درصد دخترانه است. با توجه به اینکه شخصیت اصلی دختر است و فضاهای داستان دخترانه است پس بیشتر دخترانه است. با توجه به اینکه اغلب غزاله روایت می‌کند می‌توان گفت یک داستان دخترانه است. اما بازخوردی که از آقایان مخاطب کتاب گرفته‌ام مثبت بوده و دخترانه بودن فضاها و دیالوگ‌ها باعث نشده مردان مخاطب کتاب نباشند.

زبان داستان در این رمان خیلی روان و ساده است. برای رسیدن به این زبان تلاش می‌کنید؟
عرفانی: برای رسیدن به این زبان تلاش نمی‌کنم. حتی پیش آمده که سعی کرده‌ام که کمی هم پیچیده بنویسم ولی منتقدینی که با آنها ارتباط دارم توصیه کرده‌اند که این کار را نکنم. این زبان ساده یک حسن است و به روایت من کمک می‌کند.

برای اینکه روایت شما زنانه نشود هم تلاش می‌کنید؟
عرفانی: تلاش خودم را کرده‌ام و سعی کردم که راوی‌ها به شخصیت‌های واقعی در جهان بیرون نزدیک شوند. با توجه به اینکه اصراری ندارم که یک اثر زنانه خلق کنم سعی کردم کاری بنویسم که اگر آقایان هم خواندند با آن ارتباط برقرار کنند. اگر مخاطبان واقعا ارتباط برقرار نکنند و این عدم ارتباط در میان عموم باشد به نظرم ضعف کار است.

*طوری می‌نویسم که نیاز نباشد به کار الصاق شوم
به اینکه «پنجشنبه فیروزه‌ای» پایان باز دارد، اعتقاد دارید؟
عرفانی: دوست دارم در مورد این موضوع مخاطب به آن برسد و ترجیح می‌دهم زیاد در موردش حرف نزنم و توضیح ندهم. هنوز زود است که در مورد پایان داستان صحبت شود. داستان را طوری نوشته‌ام که نیاز نباشد نظرات خودم را به کار الصاق کنم.

از اینکه در رمان‌هایتان به مسائل عقدیتی اشاره می‌کنید و سوال‌ها و جواب‌هایی که میان شخصیت‌ها رد و بدل می‌شود نگرانی ندارید، که خواننده به نوعی گمراه شود؟
عرفانی: سختی‌هایی که داستان دینی دارد سختی‌هایی مخصوص به خود است، که در «پنجشنبه فیروزه‌ای» بسیار با آن دست و پنجه نرم کردم. نویسنده باید خیلی حواسش باشد که سوالی اگر مطرح می‌کند بتواند جواب آن را بدهد. مثلا در شخصیت‌پردازی‌ها نیز این مسئله صدق دارد. یعنی نمی‌توان شخصیتی که خواننده با آن ارتباط برقرار کرده را به راحتی زد و خراب کرد در حالی که در موضوعات دیگر داستانی این مسئله وجود ندارد. مثلا سلمان شخصیتی است که واقعا نمی‌توانست خیلی از کارها را انجام بدهد. تلاش می‌کنم تا آنجایی که امکانش هست به سوالات جواب داده باشم.

سعی می‌کنم برای نوشتن کار به یک راهکار برسم. ممکن است یک داستان خوب دینی در ذهنم وجود داشته باشد ولی اگر به راهکارها نرسم آن طرح را کنار می‌گذارم. احمد دهقان به من گفت: «خیلی خوب از پس داستان دینی بر آمدی و همچنان داستان دینی بنویس. ما در نویسنده‌ها نداریم نویسنده‌ای که با این جسارت بنویسد.»

قرار گرفتن مسئله‌ خرافات و یا مسائلی که چندان پایه محکمی ندارد در رمان، حاصل مطالعه بوده یا مشاهدات خودتان؟
عرفانی: این مسائل همیشه دغدغه‌های من بوده است و با توجه به اینکه فضای زیارت در داستان وجود دارد سعی کردم مسائلی که به زیارت مرتبط هست و امکان آن نیز وجود دارد که در داستان مورد اشاره قرار گیرد را در کتاب آورده‌ام. من خودم را در اندازه‌ای نمی‌بینم که بخواهم آسیب‌شناسی کنم ولی سعی کردم تا آنجا که داستان گنجایش دارد به جنبه‌های مختلف این موضوع بپردازم.

*رمان می‌نویسم که خوانده شود
از اینکه با عنوان نویسنده دینی از شما یاد شود نمی‌ترسید؟
عرفانی: نه. از این عنوان ترسی ندارم و این که بتوانم یک روز یک رمان دینی خوب بنویسم که خوانده شود و همه مشتاق مطالعه آن باشند آن روز من موفق شده‌ام، زیرا اگر به عنوان نویسنده دینی بایکوت شوم آن روز حتما شکست خورده‌ام و تلاشم را می‌کنم که این اتفاق برای من نیفتد. چون رمان می‌نویسم که خوانده شود.

از اینکه داستان‌تان را متهم کنند به اثری که اخلاق را زیر پا گذاشته یا از خطوط قرمز عبور کرده است، نگران نبودید؟
عرفانی: مطمئنا جواب منفی است. خودم معتقدم که باید داستان تمیز و پاکی بنویسم. ما شاهدیم که نویسنده‌هایی عنوان نویسنده دینی را یدک می‌کشند ولی اخلاق را زیر پا می‌گذارند. من با اعتقاد به این مباحث اخلاقی و با دقت ویژه‌ای نسبت به وارد کردن مسائل، داستان را نوشته‌ام. حتی دوست داشتم کنایه‌ و نیمچه طعنه‌ای به نویسندگانی که با زیر پا گذاشتن این مسائل کتابشان پرفروش می‌شود هم بزنم و این مسئله آنجایی اتفاق می‌افتد که از قول غزاله بیان می‌شود که می‌توان داستان صدف را در ادامه روایت کرد. می‌خواهم بگویم می‌شود این‌کار را کرد و داستان‌ را به جاهای جذاب کشید. به نظرم می‌شد این داستان بدتر نوشته شود ولی نخواستم این کار را انجام دهم. سعی کردم تا آنجا که امکانش هست داستان تمیزی باشد.

با توجه به پیشرفت‌های روزانه تکنولوژی، از اینکه چند سال دیگر فضای داستان شما کهنه شود و مباحثی که در مورد فضای مجازی طرح کردید دیگر وجود نداشته باشد، نگران نبودید؟
عرفانی: سعی کردم از این ابزار در روند داستان کمک بگیرم و این پیشرفت‌ها طبیعی است. همانطور که در لبخند مسیح نیز ما شاهدیم که شخصیت داستان می‌نشیند و رمزهای کارت اینترنت را وارد می‌کند تا بتواند به اینترنت متصل شود. تمام این‌ها جزئی از داستان است و حتی می‌تواند برای خواننده‌ای که در آینده است و این دوره را ندیده جذاب باشد. البته این‌ها طبیعی است.

*سعی کردم خانواده در داستانم کمرنگ نباشد
در رمان شما خانواده وجود دارد و این وجود خانواده هدف‌دار است یا خیر؟
عرفانی: با توجه به اینکه فضای داستان خانوادگی نیست و تعدادی جوان مجرد هستند که به سفر می‌روند، ولی با این حال سعی کرده‌ام که خانواده دیده شود و کمرنگ نشود. عمدا به خانواده‌ها اشاره کرده‌ام. حتی سخت‌گیری‌هایی که خانواده‌ها در امر ازدواج دارند را به طور عمد وارده کرده‌ام تا به آن نیز اشاره‌ای کرده باشم.

فارس: طرح جلد که طرح جلد جذابی انتخاب شده است و هرکس که کتاب را به واسطه طرح جلد می‌دید می‌گرفت و تورقی می‌کرد. در طراحی جلد نظر داده بودید؟

عرفانی: من در مورد طرح جلد نظر دادم. گفتم طراحی‌های کاشی و طرح‌های سنتی در روی جلد قرار بگیرد.

رنگ فیروزه‌ای را نیز بسیار تکرار می‌کنید برای این کار دلیل دارید؟
عرفانی: احساس من این است که مخاطب به واسطه این رنگ‌ها ارتباط بیشتری برقرار می‌کند یعنی داستان در ذهنش شکل می‌گیرد. اگر رنگ را حذف کنید داستان کمتر در ذهن می‌ماند. فرقی هم ندارد که این رنگ چه رنگی باشد. ممکن است قرمز یا سورمه‌ای باشد. این از شگردهای نویسندگی است و به نویسنده برای شخصیت‌پردازی و فضاسازی کمک می‌کند.

 

*ناشر زمانی که کار ناقص بود گفت می‌خواهد آن را چاپ کند
برای چاپ کار با ناشر مشکلی نداشتید؟
عرفانی: با ناشر مشکلی نداشتم. ناشر وقتی متوجه شد که در حال نگارش رمان هستم، گفت دوست دارد که بخواند و با وجود اینکه اثر ناقص بود اما گفتند که می‌خواهند کار را چاپ کنند. البته بعد از این بعضی ناشران با توجه به اینکه نمی‌دانستند پیشنهاد چاپ کتاب را دادند.

بازخوردها در مورد رمان شما چطور بوده است؟
عرفانی: نقد حرفه‌ای نشده ولی بازخوردهایی داشته‌ام.(این گفت‌وگو پیش از نقد رمان توسط قاسمعلی فراست در فرهنگسرای انقلاب انجام شده است)

این اثر را چند مرتبه بازنویسی کردید؟
عرفانی: این کار یکسال فقط بازنویسی‌اش به طول انجامید و قبل از اینکه به ناشر بسپارم مشغول بازنویسی آن بودم.

فاصله بین نگارش کتاب‌هایتان مهم است؟
عرفانی: نه. به این مسئله فکر نمی‌کنم. دوست داشتم این رمان را زودتر تمام کنم ولی شرایطی پیش آمد که این کتاب امروز منتشر شود. نمی‌شود در مورد این زمان حرفی زد و به مخاطب گفت که در این زمان منتظر کار بعدی باشد. البته فعلا امکان نوشتن کتاب دیگری را ندارم و فکر می‌کنم تا یک یا دو سال دیگر نیز این امکان فراهم نشود.

*کتاب را بعد از انتشار از آخر به اول خواندم
کتاب‌هایتان بعد از اینکه منتشر شد، می‌خوانید؟
عرفانی: بله. وقتی بازخورد از کتاب می‌گرفتم، می‌رفتم آنجایی که به آن اشاره شده بود را می‌خواندم. یک کار دیگر هم این بود که هر شب یک فصل را خواندم که اتفاقا از آخر به اول مطالعه کردم.

سهم نویسندگان زن از ادبیات کشور چقدر است و نویسندگان زن از جایزه‌های ادبی که در کشور برگزار می‌شود چه میزان سهم می‌برند؟
عرفانی: سهم خوبی دارند ولی می‌تواند بهترین از این باشد. نویسندگان زن با تلاشی که در زمینه تکنیک انجام می‌دهند، می‌توانند جایگاه خود را بالاتر ببرند. به خاطر اینکه خانم‌ها بیشتر درگیر خانواده هستند کمتر فرصت می‌کنند به تکنیک بپردازند. و کار خانم‌ها سخت‌تر است و این تلاش و حرکت بیشتر خانم‌ها را می‌طلبد.

*خوب است کارهای خانم‌ها در کنار آقایان بررسی شود
ما در کشور تنها یک جایزه ادبی داریم که آن هم جایزه پروین اعتصامی است که اکنون به صورت دو سالانه برگزار می‌شود، این قبیل جشنواره‌ها چه میزان به پیشرفت بانوان نویسنده کمک می‌کند؟
عرفانی: من خیلی به این تقسیم‌بندی اعتقاد ندارم، حتی خیلی خوشحال هم نمی‌شوم که چنین جایزه‌ای وجود دارد و به صورت اختصاصی مدافع حقوق بانوان نیستم. به نظرم خوب است که کار خانم‌ها در کنار کار آقایان بررسی شود و خیلی قائل به این نیستم که جنسیت موجب تفکیک شود و خوب است که خانم‌ها تلاش کنند تا کارشان کنار آثار آقایان بالا بیاید و برگزیده شود. حتی در داستان‌های خودم نیز اصراری ندارم که به فضاهای زنانه بپردازم شاید بنویسم، ولی اینکه جدا کنم و یک فضای زنانه و مردانه درست کنم و از زنان حمایت کنم را دوست ندارم. از همین رو به زن و مرد از بُعد انسانی نگاه می‌کنم در مورد جشنواره هم نیز همین نگاه را دارم.

به نظر شما ادبیات چه میزان می‌تواند چیزی به خواننده اضافه کند؟ و آیا اصلا چیزی به خواننده اضافه می‌کند؟
عرفانی: بالاخره باید یک اتفاقی در داستان بیفتد. من معتقد نیستم که هنر باید برای هنر باشد. اگر یک اتفاق مثبت یا یک تامل مثبت در پشت این 375 صفحه نباشد به نظرم من این کار بی‌فایده بوده است. یعنی فقط قرار است این اثر سرگرم کننده باشد، اگر خواننده بعد از مطالعه اثر چیزی دستش را نگیرد به نظرم باخت است.

شما معتقدید که «پنجشنبه فیروزه‌ای» رمان دینی است. در حالی که عده‌ای نه تنها به رمان دینی بلکه به طور کلی به هنر دینی اعتقاد و باوری ندارند. به نظر شما مرزهای این هنر دینی کجاست؟
عرفانی: من سعی کردم زیاد دنبال تعاریف نروم. یک دوستی دارم که منتقد است و می‌گوید تا زمانی که به تعریف رمان دینی نرسم رمان دینی نمی‌نویسم. من اینطور نگاه نمی‌کنم. شاید بتوان گفت که بهتر است اجازه دهیم که حد و مرزها را رمانی که نوشته شده تعیین کند. دنبال تعریف رفتن و مرز گذاشتن کار یک منتقد است ولی من کاری به این تعاریف ندارم و کار خود را می‌کنم و اگر بخواهم وارد این تعاریف بشوم شاید نتوانم کاری بنویسم. شاید یکی از دلایلی که منتقدین سخت‌تر می‌توانند بنویسند همین تعاریف باشد.

کلاس‌های نویسندگی هم کمکی به شما کرده است؟
عرفانی: کلاس به آن مفهوم نه، ولی یک دوره مکاتبه‌ای حوزه هنری را شرکت کردم. خیلی نمی‌توان گفت که کلاس‌ها کمک خواهد کرد.

از کدام نویسندگان بیشتر کار می‌خوانید؟
عرفانی: کارهای رضا امیرخانی را می‌پسندم. از نویسنده‌های خارجی هم هر کتابی به دستم برسد می‌خوانم.

چقدر داستان نویسی را دوست دارید؟
عرفانی: کسی که نوشتن داستان را تجربه کرده باشد متوجه خواهد شد که چه می‌گویم. نویسنده برای نوشتن برای ساعاتی وارد دنیایی می‌شود که خودش ساخته و خودش اتفاقات را رقم می‌زند و این لذت خاصی دارد.

*اولویت با خانواده است
بانو بودن، همسر بودن، مادر بودن و در نهایت یک فعال فرهنگی بودن عناوینی است که می‌توان روی شما گذاشت. چقدر برای اینکه یک فعال فرهنگی باشید وقت می‌گذارید در حالی که سه گزینه پیش از آن برای شما وجود دارد؟
عرفانی: به نظرم به دور از شعار دادن در درجه اول یک خانمی که صاحب همسر و فرزند است باید تلاش وی برای نگه‌داشتن گرمای خانواده باشد و من هم در همین راستا تلاش می‌کنم. قبل از اینکه بخواهم کتاب بنویسم و کارهایی از این قبیل، باید بتوانم یک مادر خوب باشم و اگر قرار باشد به خاطر این فعالیت‌های من در تربیت بچه‌ها کوتاهی صورت بگیرد در نهایت بر گردن من است. چه فایده‌ای دارد که من تلاش کنم و یک داستان بنویسم تا چند نفر آن را بخوانند و تاثیر بپذیرند ولی در خانه، بچه‌های من یا در مجموع خانواده من با مشکلی به خاطر فعالیت من روبرو باشد؟ فکر می‌کنم که اولویت با خانواده است و اگر بیرون شاغل نشدم به خاطر همین مسئله بوده است.

حاضرید برای بچه‌ها و خانواده‌تان با توجه به لذتی که از داستان‌نویسی می‌برید نوشتن را کنار بگذارید؟
عرفانی: اگر موقعیت آن پیش بیاید و لازم باشد نوشتن را کنار می‌گذارم.

*«پنجشنبه فیروزه‌ای» را بیشتر دوست دارم
کدام یک از بچه‌هایتان (منظور آثار است) را بیشتر دوست دارید؟
عرفانی: شاید خیانت در حق باقی آثارم باشد ولی «پنجشنبه فیروزه‌ای» را با توجه به کاری که برای آن انجام داده‌ام بیشتر دوست دارم.

اگر عنوان نویسنده‌ جوان به شما اطلاق شود ناراحت می‌شوید؟
عرفانی: نه. اتفاقا انسان خوشش می‌آید و خوب است. از جهت بی‌تجربه خواندن یک نفر با این عنوان هم به نظرم اینطور نیست. اتفاقا خیلی خوب است که آدم در جوانی نویسنده یا شاعر شود. البته من خودم را نویسنده نمی‌دانم و خیلی راه دارم برای نویسنده شدن ولی نویسنده جوان را برای خودم بد نمی‌دانم.

*تبلیغات درستی روی کتاب نمی‌شود
برای اینکه کتاب‌تان به دست مخاطب برسد تلاش می‌کنید؟ یا اینکه معتقد به این کار نیستید؟
من قبلا روحیه‌ام اینطور بود که زیاد برای دیده شدن اثرم تلاش نمی‌کردم، ولی الان احساسم این است که مغایرتی ندارد که نویسنده هم تلاش کند و این‌ها حرف‌هایی است که به خودم می‌زنم زیرا پیش از این زیاد برای دیده شدن کارهایم تلاش نمی‌کردم. البته به حدی که عرف باشد و مشکلی درست نکند. برای دیده شدن کتابم تلاش خواهم کرد دلیلش هم این است که در کشور ما تبلیغات درستی روی کتاب نمی‌شود و نویسنده لاجرم باید خودش دست به کار شود.

*فارس.


مطالب مرتبط


نظر شما چیست؟

برای نمایش عکس از gravatar یا دریافت پاسخ از مدیر. ایمیل شما به صورت عمومی نمایش داده نخواهد شد.

نظرات

نتیجه ای یافت نشد.