۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۴
یادداشت و مقالات تبدیل نمایشگاه کتاب به یک تکرار

تبدیل نمایشگاه کتاب به یک تکرار

تأملی پیرامون نمایشگاه کتاب تهران
*علی‌اکبر اشعری

در آستانه برگزاری بیست و هشتمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران هستیم. هرچند به دلیل استقبال گسترده مردم و خرید انبوه کتاب در این نمایشگاه، برپایی آن  به یک مطالبه ملی تبدیل شده و جای ثابتی در نمایشگاه‌های بین‌المللی دارد، اما همچنان همزمان با زمزمه افتتاح آن گفتگوهای انتقادی درباره آن دیده می‌شود،‌ گفتگوهایی که به دلیل عدم امتداد مدیریت فرهنگی به ویژه در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی راه به جای درستی نمی‌برند.

ازجمله این گفتگوها رؤیای پایان پذیرفتن خانه به دوشی این نمایشگاه و جلوگیری از اتلاف منابع انسانی و حذف هزینه‌های گزاف سالانه ناشی از موقت بودن مکان نمایشگاه و اعمال مدیریت واحد در محیط نمایشگاه است تا با نگاهی زیبایی‌ شناسانه، محیط نمایشگاه از بی‌نظمی به در آید و به فضایی زیبا و مفرح و عاری از آلودگی‌‌های صوتی و بصری تبدیل شود. در دولت‌های مختلف و نیز در حاشیه دولت‌ها مکانهای مختلفی به عنوان مکان دائمی نمایشگاه بین‌المللی کتاب مطرح شده است، ولی تاکنون نشانه‌ای از تحقق اراده ایجاد چنین فضایی مشاهده نشده است.

فقدان مطالعات علمی درباره نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران و آثار فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی آن، موجب تقویت گمانه زنی‌هایی درباره نمایشگاه می‌‌شود که نمی‌تواند مبنایی برای تعیین جایگاه نمایشگاه در منظومه اقتصاد نشر و همچنین تاثیر آن در افزایش سرانه مطالعه شود تا برنامه‌ریزان فرهنگی در راستای رشد فرهنگی استفاده کنند.همچنین فقدان نگاه آینده‌نگرانه درباره نمایشگاه آن را به یک تکرار با حداقل تغییرات ناشی از ذوق و سلیقه مدیران و بعضاً نظرات کارشناسان تبدیل کرده است.

درسال‌های اخیر در حوزه معاونت فرهنگی با محوریت کتاب با چند مشکل و مسئله اساسی روبرو بوده‌ایم‌، اول اینکه مشخص نیست که جایگاه کتاب در تحولات اجتماعی ما کجاست؟ آیا  کتاب در ایران در پیشرفت‌های علمی و رشد انقلابی، خودباوری، اعتماد به نفس و ... تاثیری داشته است، یا خیر. پیش از انقلاب کتابی منتشر شده بود که در آن کتاب‌هایی که دنیا را تغییر داده‌اند،‌ معرفی شده بود‌، با این الگو آیا ما اکنون می‌توانیم ادعا کنیم که کتابی را پس از انقلاب منتشر کرده‌ایم که در جامعه تغییر ایجاد کرده باشد؟

معاون اسبق فرهنگی وزارت ارشاد در سخنی مطرح کرده بود‌، که 90 درصد کتاب‌های منتشره را نمی‌توان برای مطالعه پیشنهاد داد‌، دلیل این سخن به این نکته بازمی‌گردد،‌ که اکثر کتاب‌‌های منتشره ما رونویسی است،‌ بسیاری از کتاب‌ها کتاب‌سازی شده‌اند‌ و تولید واقعی نیست، این هم دلایل خود را دارد، بنابراین باید وجه همت وزارت ارشاد این باشد که کتاب به معنای واقعی تولید شود، اگر ارشاد می‌خواهد به حمایت از ناشران بپردازد،‌ یارانه‌ای دهد، تقدیر و تشویقی کند، مبنا را این قرار دهد که کتاب‌هایی که با صرف وقت اندک کتاب‌سازی شده‌اند، از این دایره جدا شوند‌، در واقع می‌توان اینگونه گفت که اگر ما به نیاز واقعی جامعه در حوزه کتاب توجه کنیم، نتایج مثبت و درخشان خواهد بود.

تجربه نشان داده است که ما در بازار جهانی کتاب هم حضور خوبی نداریم، اگر مقایسه‌ای بین تعداد کتاب‌هایی که از زبان‌های دیگر به فارسی ترجمه می‌شود، با تعداد کتاب‌هایی که از فارسی به زبان‌های دیگر ترجمه می‌‌شود داشته باشیم،‌  خواهیم دید که هیچ نسبت معقولی وجود ندارند‌، در دولت قبل در زمان معاونت فرهنگی محسن پرویز قرار شد‌، وزارت ارشاد عهده‌دار این امر باشد،‌ اما پس از مدتی شورای عالی انقلاب فرهنگی این وظیفه را به سازمان فرهنگ و ارتباطات‌ محول کرد،‌که آن‌ها نیز اقدامی در این زمینه انجام ندادند،‌ این کار نیز از جمله کارهایی است که راه را اشتباه رفته‌ایم.

زمانی که ما می‌خواهیم به صادرات پسته و سایر کالاهای دیگر بپردازیم،‌ هیچ گاه از وزارت صنعت نمی‌خواهیم صادرات را انجام دهد،‌ بلکه این این کارخانه‌جات و صاحبان محصولات هستند که خود به این اقدام مبادرت می‌وزرند‌، وزارت صنعت و اتاق بازرگانی نیز از مکانیزم‌های تشویقی استفاده می‌کنند،‌ بنابراین در زمینه صادرات نشر نیز نباید از دولت انتظار داشت،‌ ارشاد باید با تقویت نهادهای مدنی نشر مانند تعاونی و اتحادیه‌ها زمینه ارتقا و به روزرسانی اطلاعات و دانش ناشران را فراهم کند.


مطالب مرتبط


نظر شما چیست؟

برای نمایش عکس از gravatar یا دریافت پاسخ از مدیر. ایمیل شما به صورت عمومی نمایش داده نخواهد شد.

نظرات

نتیجه ای یافت نشد.