۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۴
اخبار دشواری های داستان دینی

دشواری های داستان دینی

گزارشی از رونمایی مجموعه داستان عاشورایی «آینه»
با حضور حجت الاسلام و المسلمین قاسمیان، علی اکبر والایی و دکتر رجبی
اختصاصی خبرگزاری کتاب متن-
مراسم رونمایی مجموعه داستان عاشورایی آینه امروز در حوزه علمیه مشکات برگزار شد. این کتاب که تلاش دارد تا زمینه های تصمیم گیری همراهان سیدالشهدا علیه السلام و در مقابل دشمنی برخی شخصیت ها در قالب داستانی روایت کند، با حضور حجت الاسلام و المسلمین قاسمیان، دکتر رجبی و علی اکبر والایی رونمایی شد. در این مراسم گفت و گوهایی به بهانه مجموعه «آینه» پیرامون داستان دینی شد که قابل تأمل است.

حجت الاسلام محمدمهدی همتی، مدیر مؤسسه خاکریز که این مجموعه را آماده کرده است در معرفی این اثر گفت: «یک سال و نیم پیش عده ای از دوستان طلبه برای تولید داستان های تاریخی گروهی تشکیل دادیم. مجموعه آینه هم اولین اثر از این سلسله است. هشت شخصیت محوری برآمده از روایات معتبر تاریخی را در مواجهه با قیام عاشورا را تصویر می کند، و نشان داده شده که تصمیم این افراد منقطع از عملکرد گذشته شان نبوده است. تلاش ما این بوده که این 8 شخصیت را با تصویر کردن دو صحنه از زندگی شان از گذشته و زمان قیام عاشورا، به تصویر بکشیم. دو نفر در کربلا به شهادت می رسند، دو نفر با وجود علم به حقانیت سیدالشهدا فرار می کنند، دو نفر شیعه ای هستند که به لشکر امام حسین (ع) نمی رسند، و دو نفر هم با علم این که می دانند حق با کیست، در لشکر بنی امیه می ایستند.»

اولین سخنران این مراسم حجت الاسلام و المسلمین قاسمیان، مدیر حوزه علمیه مشکات پس از استقبال از اینکه طلاب این مدرسه در عرصه تولید محصولات فرهنگی خارج از فضای حوزه شرکت می کنند، درباره این مجموعه گفتند: «هم در مورد آن تحقیق تاریخی خوبی شده است، و هم به لحاظ ادبی و داستان کار خوبی نوشته شده است.
پایگاه داستان در قرآن
در اهمیت قصه چند نکته را باید توجه کنیم. قرآن می فرماید: و لقد ضربنا للنَّاس في‏ هذا القرآن من كلِّ مَثَل لعلَّهُم يتذكَّرون. ما در این قرآن از هر چیزی مثلی آورده ایم. این به معنای ضرب المثل نیست. قرآن اسم داستان ها را مثل می گذارد. این جا است که پایگاه داستان مشخص می شود که چرا خداوند به زبان داستان صحبت می کند. هر حقیقتی را به صورت داستانی گفته است. مثلا در سوره اعراف داستان بلعم باعورا را تعریف می کند و سپس مثلش را هم مثل کلب می داند: وَ لَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها وَ لكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ ذلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُون. یعنی این قصه برای این است که مطالب عالیه را قابل فهم و تذکر کند، این ها را بگو که فکر کنند و درس بگیرند.

آغاز و پایان های حساس وقایع تاریخی
در مورد تاریخ، امیر المومنین ع به حارث همدانی می نویسند وَ اعْتَبِرْ بِمَا مَضَى مِنَ الدُّنْيَا لِمَا بَقِيَ مِنْهَا، بعد توضیحی می دهند: فَإِنَّ بَعْضَهَا يُشْبِهُ بَعْضا. مقاطع تاریخی شبیه به هم است. پاراگراف های تاریخی شبیه به هم رخ می دهند. تاریخ مثل موج تکرار شونده است. اگر قسمت های قبلش را درست بشناسید، امام علی علیه السلام می فرمایند حوادث بعدی را هم می توانید پیش بینی کنید.لذا تعیین پاراگراف های تاریخی نقش مهمی دارد. این مهم است که برای داستان، کدام پارگراف را بر می گزینید.

شناخت پاراگراف تاریخی که آغاز و پایانش کجاست و جایی که شناختش کامل شد و موج را دیگر شناختیم. گاهی داستان را جایی تمام می کنیم که به «والعاقبة للمتقین» منجر نمی شود. به این تمام نمی شود. مثلا داستان کربلا را نمی توان در عصر عاشورا تمام کرد، باید داستان را به جایی رساند که به والعاقبة للمتقین برسد. به فرموده آقای جوادی این پایان بندی هر پاراگراف تاریخی است.

شناخت این قسمت ها ناشی از تحلیل ها است، که باید بر اساس سنن اجتماعی الهی تعیین کرد. در غیر اینصورت هر داستانی را می توان به صورت های  مختلفی تحلیل کرد. اگر بتوانید بر اساس سنن تحلیلش کنید، مصداق همان فاقصص القصص لعلهم یتفکرون می شود.
بررسی پیشینیه شخصیت های تاریخی
در مورد این کتاب هم باید بگوییم که این تحلیل درستی نیست که رفتار اشخاص در کربلا را بدون پیش زمینه شان بررسی کرد، یعنی یک تصمیمی نبوده است که حاصل همان آن و لحظه باشد. اصولا چنین تحلیل هایی غلط است. کسی که در جنگ جمل همراه نمی شود، در صفین شرکت می کند، بعد عاشورا امام را تنها می گذارد، بعد هم چهار هزار آدم جمع می کند، این یک سابقه ای دارد. این ها را باید بررسی کرد.

بازسازی وقایع تاریخی و نظر مقام معظم رهبری
در طراحی داستانی هم من از آقا پرسیدم فرمودند این پرداخت ها مجاز است. ایشان در بحث مقتل مثال زدند. به تعبیر من، دکوپاژ صحنه مجاز است. حوادث تاریخی که حواشی را ذکر نکرده اند می توان در داستان پر و بال داد. برای مثال در داستان طرماح که در این کتاب هم آمده، من گفتم حسّ علاقه های نرمی که به خانواده اش ابراز می کندپرورش دهید. چون نوع علاقه به خانواده خیلی مهم است، که این سبک از علاقه مندی کجا می تواند مانع طرف بشود و او را زمین بزند.

پس قصه مهم است، پاراگراف بندی تاریخی مهم است، پرداختن به پیش زمینه ها مهم است. انما استزلهم الشیطان ببعض ما کسبوا مهم است. به واسطه کاری که کرده بودند در احد لغزیدند، نه  بی دلیل. سراسر قصه ها این مجموعه هم این است که یک نفر درگیر با گذشته ی خودش است.»

آقای علی اکبر والایی، که نویسنده دو داستان از این مجموعه هستند، دومین سخنران این مراسم بودند و به دشواری های پرداختن به موضوعات دینی اشاره کردند.
دشواری های داستان دینی
داستان دینی نوشتن، همیشه دشواری هایی داشته و دارد. خیلی از دوستان همیشه در صحبت های خودمانی این را می گویند که داستان دینی نوشتن سخت است چون مدعی زیاد دارد.
یک مدتی با گروهی قصه فرماندهان شهید جنگ را می نوشتیم، طرف حساب مان خانواده های شهدا بود. مستندمان هم مصاحبه های پیاده شده بود. همین که داستان نوشته می شد، خانواده شهید می گفت این قسمت این طور نبود و این قسمت اینگونه بود. در صورتی که داستان مستند به مصاحبه بود و از خودمان چیزی اضافه نمی کردیم. فقط وجه داستانی اضافه شده که تنها زندگینامه صرف نبود.
حالا در داستان دینی، به خصوص در مورد ائمه (ع)، به خصوص در مورد عاشورا، کار خیلی سخت می شود. چون مدعیان میلیونی عستند، همه افراد، دغدغه مندان، طلاب، آیات عظام و ... همه نظر می دهند و اعتراض می کنند و... . لذا سخت است. ضمن این که توجیه همه این بزرگواران این است که کاری است که نشده و باید بشود و جا دارد بشود و... . ولی داستان که گفته می شود به هر حال از عناصر داستانی استفاده می شود و نباید خیلی منتظر بود که حتماً ما تاریخ را مطالعه کنیم.
تفاوت مطالعه داستان و تاریخ
ما داریم داستان را مطالعه می کنیم که قرار است از آن تاثیر و حس بگیریم و از آن لذت ببریم. خاصیت داستان همین تاثیر گذاری است. از تاریخ خواندن شاید فقط آموزه هایمان زیاد شود و تاثیر نگیریم، ولی وقتی داستان می خوانیم حس درونی در شما نسبت به آن واقعه داستانی پیدا می شود و قلب تان با شخصیت های تاریخی مانوس می شود و همذات پنداری عمیقی می کنید که از مطالعه تاریخ و مقالات علمی حاصل نمی شود.

نکته دیگری هم در میان هست، حریم قدسی است که نمی توانیم نزدیک شویم و حس ائمه (ع) را نمی توانیم انتقال دهیم. این حریم خیلی مقدس است. نزدیک شدن سخت است و نمی شود درباره اش نوشت.
ولی خُب،کاری که در این مجموعه انجام شد و نشان داد که این کار ممکن است و اثبات کرد که می شود. گرچه داستان ها در مورد خود امام حسین (ع) و ائمه (ع) نیست، ما در داستان ها خود ایشان را روایت نکرده ایم، ولی به اصحاب و یارانش پرداخته ایم. این عین این است که داستان امام حسین ع را روایت کرده ایم. اگر وارد آن حریم قدسی می شدیم قطعاً کار ضربه می خورد، قلم هم قاصر است از مقام والای ائمه (ع) و هرچقدر نویسنده تلاش کند حق مطلب را نمی تواند ادا کند. ولی در مورد اصحاب که نوشته می شود، همه ویژگی های امام ع را که می خواهیم بگوییم در لایه ای در او هم هست.
لذت نوشتن داستان دینی
این دشواری هایی بود که عرض کردم. ولی لذت روحی ای که نوشتن یک اثر در مورد عاشورا و ائمه (ع) به طور غیر مستقیم دارد وصف ناشدنی است و فقط نویسنده می تواند درکش کند. یک موقع هایی ارتباط روحی  که پیدا می شود با شخصیت اثر، به خصوص اثر در مورد عاشورا، با هیچ چیزی قابل توصیف و معاوضه نیست. این حظّ معنوی قابل قیاس با هیچ چیزی نیست. این اثر را هم به خاطر وجه مالی اش قبول نکردم، چرا که پیشنهادهای بهتری هم بود که می شد سریع تر هم نوشت. ولی پیش بینی می کردم نوشتن در مورد یاران ائمه (ع) و ائمه (ع) این احساس را ایجاد می کند، و لذا این برایم مسجل بود که می توانم اولویت بدهم به آن و خدا را شکر که توانستم این اولویت را بدهم. بعد از خواندن اثر هم خوشحال می شوم اگر نظرات دوستان را بشنوم.

دکتر رجبی دوانی که به عنوان مشاور تاریخی مجموعه آینه در کنار گروه پژوهشی اثر قرار داشتند هم به نکاتی درباره این اثر و جایگاه داستان دینی پرداختند.

در این که با زبان هنر و ادبیات بتوان معارفی را تبیین کرد و به مخاطب ارائه کرد، شکی نیست که راه موفق و مؤثری است. چرا که هنر با طبع انسان سازگار است و سواد و تخصص و ویژگی های ممتاز و استثنایی را نمی طلبد. هنر با ذات و خوی و خصلت انسان سازگار است و زبان احساسات انسان است. حال اگر معارف دینی را به همین صورت موجود برای دیگران مطرح کنیم، خشک می شود و گیرایی ندارد. اگر با زبان هنر همراه شود می تواند گستره وسیعی را در بر گیرد و افراد بسیاری را جذب کند و از این جهت یک مجاهدت است. الحمد لله به برکت انقلاب اسلامی داستان نویسی بالاخص در عرصه دینی رواج یافته و داستان نویسان پرتوان و پرذوقی داریم که خدا را شاکریم.
پیشنیه داستان دینی
در مورد داستان های مذهبی پیش از انقلاب اسلامی... . شاید فضل تقدم در این قضیه به پدر مرحومم برگردد با نوشتن داستان های اسلامی در سال 1337 در مجله مکتب اسلام، که مورد تقدیر آیت الله بروجردی قرار گرفت. من خاطرم هست به عنوان مرجع مطلق تقلید ایشان تقدیر کردند. آیت الله سبحانی و آیت الله نوری و پدرم و... مکتب اسلام را راه انداختند، خوف این را داشتند که از طرف مرجعیت تایید نشود. چون سابقه نداشت مجله از طرف حوزه چاپ شود. بعد از چاپ مجله، آیت الله بروجردی پدرم را فراخواندند و از اصل کار تعریف کردند. گفتند الازهر دارد، چرا شیعه نداشته باشد. من هم داستان های اسلامی را بدون امضا می نوشتم. پرسیدند این داستان ها نوشته کیست. گفتم خودم. ایشان بسیار تقدیر کردند و جایزه قابل توجهی دادند. بعدا داستان راستان نوشته شد و کتاب سال یونسکو شد. مهدی آذر یزدی هم داستان های خوب برای بچه های خوب را نوشت. یک داستان پیامبران هم نوشته شده بود. ولی ما واقعاً در داستان های مذهبی کمبود داشتیم. این انقلاب اسلامی و برکات انقلاب بود که می بینیم در سطح گسترده ای این هنر ارائه شد و طیف وسیعی را در بر گرفت.

جایگاه بیان معارف دینی در قالب هنر
اما این جا نکته ای را اشاره کنم اگر چه در مورد هر معرفت دینی اگر بتوان با زبان هنر وارد شد ارزشمند است. صرفا هم داستان نیست. سینما و انیمیشن و ... است. هر حالتی که انسان وارد شود در پیشگاه خدا ماجور است. اخیراً هم انیمیشنی در مورد مادر بزرگوار امام زمان (ع) به نام شاهزاده روم ساخته شد. بنده را برای اکران تخصصی اش دعوت کردند.
این مسلم است که انسان اگر از این عرصه وارد شود و جوان و نوجوان را خصوصاً جذب کند، در پیشگاه خدا ماجور است. در همه معارف دینی این ارزش هست. ولی در پرداختن به اهل بیت (ع) ارزش و ثواب آن بالاتر است، و در باره امام حسین ع به اوج می رسد. من به طور کلی عرض کنم. اصلا اگر ما بتوانیم حقیقت اهل بیت (ع) بالاخص در جایی که این بزرگواران یا شناخته نشده اند یا دشمنان اهل بیت (ع) چهره پاکشان را مخدوش کرده اند، به هر صورت که بتوانیم معرفی شان کنیم و از حقیقت آنها دفاع کنیم، تضمین نجات و فلاح دنیا و آخرت را پیدا خواهید کرد. دلیل هم برایش دارم.
عزیزانی که این اثر را پدید آوردند، هر چند مستقیم به امام حسین (ع) نپرداخته اند، ولی هر چه که به حضرات منسوب باشد، عابس و بریر و... شاگردان این مکتبند و به نام امام حسین ع هویت پیدا می کنند. حتی راجع به شمر هم بنویسید و چهره واقعی اش را بشناسانید، این هم خدمت به اهل بیت (ع) است.
برایم جالب بود که حوزه علمیه مشکوة برای خودش این وظیفه را تعریف کرده است که از این طریق هم وارد شود. همین که پشتیبانی مالی و فنی و... توسط طلاب انجام گرفت خیلی مغتنم است.
همین موسسه خاکریز که در این عرصه وارد شده اند، کارشان کار بسیار با فضیلتی است و در پیشگاه خدا ارزش دارد. بنابراین بحث اصلی ام این است که تا می توانید در این راستا به خصوص با زبان هنر که برد بیشتری دارد و می تواند به ویژه جوانان را جذب کند، در نشر معارف اهل بیت (ع) به خصوص امام حسین (ع) بکوشید.
این اثری که فراهم آمده، چه نویسندگان محترمش، چه طراح جلدش که گفتند به رحمت خدا رفته است که قطعاً در آن دنیا دارد به خاطر این کارش این خدمت خالصانه اش به اهل بیت (ع)، من معتقدم همین خدمت دست او را بسیار خواهد گرفت در دنیای دیگر. سایر خدماتش به جای خود.»

همچنین در این مراسم یادی از طراح جلد مجموعه، مرحوم حسین احمدی سخا شد که به تازگی به رحمت خدا رفتند.
این مجموعه که شامل کتاب و لوح فشرده کتاب صوتی آینه است در یک پک بسته بندی شده با قیمت 10 هزار تومان قابل تهیه است. داستان های این کتاب را منیژه آرمین، شیرین اسحاقی، ابراهیم حسن بیگی، اکبر صحرایی، بیژن کیا، سهیلا عبدالحسینی و علی اکبر والایی به رشته تحریر درآورده اند.


مطالب مرتبط


نظر شما چیست؟

برای نمایش عکس از gravatar یا دریافت پاسخ از مدیر. ایمیل شما به صورت عمومی نمایش داده نخواهد شد.

نظرات

نتیجه ای یافت نشد.