موسسه کتاب متن-سقای دیگر-صادق عاشوراپور-نیستان

سقای دیگر

نویسنده: صادق عاشورپور

انتشارات: نیستان

موضوع: هنر و ادبیات

موضوعات فرعی: امام حسین علیه السلام کربلا رمان دینی نمایشنامه

سال چاپ: 1392

قیمت: 4200 تومان

خریـــــــد

درباره کتاب سقای دیگر

نمایشنامه سقای دیگر از چند منظر اثری قابل توجه و با اهمیت است. نخست بیان روایت ها و داستان هایی از حادثه عاشورا مانند نبرد مارد و حضرت عباس(ع) در قالب داستان که تا پیش از این در کمتر اثر داستانی و نمایشنامه ای مورد توجه و بازنویسی قرار گرفته است.

نکته دوم اما در توانایی نویسنده در تصویر سازی به واسطه متن نهفته است. عاشورپور در این نمایشنامه توانسته با توانی مثال زدنی و با وجود حفظ ساختار نمایشنامه، به توصیفی زنده و قابل رؤیت از صحنه هایی مانند رزم های تن به تن در روز عاشورا در متن خود برآید و دیالوگ هایی را خلق کند که به شدت تصویری و حس برانگیز است. فلاش بک های نویسنده از درون کاخ یزید به صحرای کربلا و بازخوانی برخی از حوادث کربلا از زبان شمر در کاخ یزد نیز از جمله دیگر نقاط قوت این اثر به شمار می روند.

از سوی دیگر عاشور پور در این اثر به عنوان مولف، درام را جایگزین فضای اندوه و تاثرانگیز رایج در توصیف ماجرای کربلا کرده است که حاصل آن ایجاد حس رشک بری در مخاطب نسبت به شخصیت اصلی داستان توام با ایجاد تاثر از واقعه رخ داده است.
از سوی دیگر خلق دقیق و هوشمندانه عاشور پور از جزئیات ایجاد صحنه نمایش و توصیف آن که از اجزاء نمایشنامه به شمار می رود، نیز بسیار کامل، دقیق و هوشمندانه است و بر قوت این متن و اثر گذاری آن بر مخاطب می افزاید.


بخشی از این نمایشنامه به شرح زیر است:
یزید: ای شمر!
شمر: امیر معظم.
یزید: تو یکی از سرداران حاضر در غائله کربلا بودی که سر از تن جسد حسین جدا کرده برای من به ارمغان آورده ای.
شمر: باشد که رضایت خاطر امیر معظم را فراهم کرده باشم.
یزید: هوم… اینک برای من بگو، شجاع ترین و جنگی ترین آن یک تن و هفتاد و دو تن کدامینشان بودند؟
شمر: این امیر معظم، حسین
یزید: بعد از حسین؟
شمر: عباس، برادر حسین.
یزید: این وجه شجاعت در او چه بود؟
شمر: در وفاداری.
یزید: دگر؟
شمر: زیرک در نبرد.
یزید: دگر؟
شمر: جسور در مقابل خصم.
یزید: دگر؟
شمر: در رشادت رشید.
یزید: دگر؟
شمر: در دلیری دلاور.
یزید: دگر؟
شمر: در شمشیرزنی بی همتا.
یزید: دگر؟
شمر: در سقایی جان به کف.
یزید: دگر؟
شمر: در علمداری بی باک.
یزید: این همه خصائل نیکو در او وجود داشته؟
شمر: ای امیر معظم، به طامات بافی متهم نشوم، باید بگویم بیش از اینها…
یزید: هان؟
از این سخن شمر، سکوتی بر کاخ بال می گسترد، چشم های حضر به لب های یزید دوخته می شود انگار به این وسیله می کوشند خود را برای آنچه درباره حضرت عباس گفته خواهد شد آماده کنند.


مطالب مرتبط


کتابهایی با همین طعم

موسسه کتاب متن-نامیرا-صادق کرمیار-نیستان
فتح خون - عنوان - کربلا
متن-سقای آب و ادب-سید مهدی شجاعی-نیستان
متن-شماس شامی-مجید قیصری-افق